سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 1196183
  • بازدید امروز: 571
  • بازدید دیروز: 667
  • تعداد کل پست ها: 1247
  • ****

نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید (  740 )


ســوره 7 : اعـــراف ( مکّی ـ 205 آیه دارد ـ جزء هشتم ـ صفحه 151 )


( قسمــت ســی و ششــــم )


خیمــه ی عشـــق



 

( جزء نهــم صفحه 170 آیه 159) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

 

وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ

 

تفسیـــر لفظـــی :

 

و از قوم موسى ، گروهى هستند که به سوى حق هدایت مى کنند ،

و با آن ، عدالت را اجرا مى کنند  . 


شهادت امام جعفرابن محمدٍ الصادق علیه السلام تسلیت


تفسیر ادبی و عرفانی :   

 

قصه ؛ قصه ی دوستان است و وصف حال جوانمردان و سیرت سالکان ،

خداوند ایشان را راه سعادت نمود ، و به تقرّب خویش مخصوص گردانید ،

و به جذبه ی کرامت گرامی داشت ،

نسبت تقوی به ایشان زنده ،

و منهج صدق به ثُبات قدم ایشان معمور ،

و نظام دولت دین به برکات انفاس ایشان پیوسته ،

رســـول خــــــدا (ص) فرمودند :

اگر روشنـــائی ایشــــان را راه بـــــــــاز دهند ،

و پرتو شعـــاع آنان با جهانیــــــان افتــــد ،

متمــــرّدان همــــه موحّــــــــد گردند ،

و زنّار به کمر عشق دین بندند ،

لکن آنان عزیزند و ارجمند ،

به کسی شان ننماید و به دنیا و عقبی نشان ندهد ،

متواری وار ایشان را در حمایت خویش می دارد ،

و در دامن محبت و غیرت می پرورد !

به موسی (ع) وحــــی آمـــــد که :

ای موسی ؛ صــــدف دُرّ خویش پیش هر بی دیده ای نشکافی !

و آیتِ صورتِ عشقِ جلالِ ما بر هیچ نامحرمی نخوانی ،

ای موسی ؛ اگر خواهی که راز ما آشکارا کنی ،

باری بر کسانی کن که محـــل عهـــــــــد اســـــرار مـــا باشند ،

و شب و روز با خدمت درگاه ما پرداخته ،

و در مشاهده ی جلال ما خیمه ی عشق زده

و درگاه ربوبیت ، این داغ ، اَحَقِّــیَّــت یافته ،

 و این داغ ؛ سرّی است از اسرار الهی ،

و لطیفه ای است از لطائف ربانی ،

که از عالم غیب روان شده ،

و در پرده ی طینت درویشان منزل کرده ،

خواهی تا شمّه ای از آن بیابی ،

در پرده های نفس برو تا به دل رسی ،

و آن گاه در پرده های دل برو تا به جان رسی ،

و آن گاه در پرده های جان برو تا به وصال جانان رسی !


گفتم کجات جویم ای مـــاه دل ستـــان


گفتا قــرارگاه من است جــان دوستـان


گفتـــم قرارگاه چرا ســوی جـان کنی ؟


گفتــا که تا نیابــد از من کسی نشـــان


گفتم که رهنمون رهی باش پیش خود


گفتا ز چپ و راست تو بنگر به کشتگان

نوشته اند : 

 داوُد نبی هرگاه درویشی را سوخته خرمن و غارت شده ی عشق و دریده پیراهن دیدی ، دانستی که محل عهد اسرار ازل است ! با وی بنشستی و آرام گرفتی ، و گفتی : آن چــه مقصــــــود من و آرامش دل است در او نهفته است .

 

تا از دیـــار هستى، در نیستى خزیــدیـــم

از هــــر چه غیر دلبر، از جان و دل بریدیم

 

با کــــــــــاروان بگویید : از راه کعبــه برگرد

ما یار را به مستى، بیــــــرون خانه دیدیم

 

لبّیک از چـــــــه گویید، اى رهروان غافل ؟

 لَبیّک او به خلـــــوت، از جامِ مى شنیدیم

 

تا چنــــد در حجابید، اى صوفیان محجوب؟

ما پرده خـــــــــودى را در نیستى دریدیم

 

اى پــرده دار کعبـــــه ، بردار پرده از پیش

کــــز روى کعبه دل ، ما پرده را کشیدیم

 

ســـــاقى، بــــریز باده در ساغر حریفان

ما طعم باده عشق، از دست او چشیدیم


  [ دیوان امام خمینی (ره) ص 164 ]

 

 

برای سلامتی و خشنودی امـــام و مقتــــدا و مولایمان


 قائـم آل محمّـــــد (ص)

 

و برای تعجیل در فـــرج مبــــارکشان

  

دو رکعت نمـــاز مخصوص و یکصد صلوات


 



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 738 )                                                                                

ســوره 7 : اعـــراف ( مکّی ـ 205 آیه دارد ـ جزء هشتم ـ  صفحه 151 )

( قسمــت ســی و چهارم )


حـلاوتِ منـاجـات

 

 

خدایا ؛ اوج رستن از همــه

 

و پیوستن به خـــودت را ارزانیـــم فرما


 ( جزء نهــم صفحه 169 آیه 156 )

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

وَ اکْتُبْ لَنا فی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ إِنّا هُدْنا إِلَیْکَ قالَ عَذابی أُصیبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ

وَ رَحْمَتی وَسِعَتْ کُلَّشَیْءٍ فَسَأَکْتُبُها لِلَّذینَ یَتَّقُونَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَالَّذینَ هُمْ بِآیاتِنا یُؤْمِنُونَ

 

تفسیـــر لفظـــی :

 

و براى ما، در این دنیا و سراى دیگر، نیکى مقرّر فرما ، چه این که ما به سوى تو بازگشت کرده ایم. (خداوند در برابر این تقاضا، به موسى) گفت :  مجازات مرا به هر کس بخواهم (و سزاوار ببینم) مى رسانم ، و رحمتم همه چیز را فرا گرفته ، و آن را براى کسانى که تقوا پیشه کنند ، و زکات بپردازند ، و کسانى که به آیات ما ایمان مى آورند ، مقرّر خواهم داشت.

 

تفسیر ادبی و عرفانی :  

ما به دین تو مایل شدیم ، و خود را به کلی تسلیم تو کردیم ، و به همگی به تو بازگشتیم ، و از حول و قوای خویش تبرّی جستیم ، و خویشتن را به تو سپردیم ، و به هرچه حکم کردی رضــــا دادیم ، ما را به ما وامگذار ، و مائی ما را از پیش ما بردار !

خداوند به داوُد (ع) فرمود :

دوستان مرا با اندوه دنیا چه کار ؟

اندوه دنیا حلاوت مناجات را از دل ایشان بِبَرَد ،

ای داوُد ؛ من از دوستان خویش آن کس را دوست دارم که مخلص باشد ، غم هیچ نخورد و دل در دنیا نبندد ، و امور خود را به کلی با من افکند ، و به قضاء من رضـــــــــا دهد .

 

 

 نوشتــــه انـــد :

عابدی بود روزگار دراز در عبادت به سر برده ، در خواب به او نمودند که فلان رفیق تو در بهشت برین جای خواهد داشت ، عابد در طلب او برخاست ، تا بداند چه کرده که در بهشت جای خواهد داشت ، چون رسید ، از وی نه نماز شب دید و نه روزه ی روز ! گفت : مرا بگوی تا کــــردار تــــــو چیست ؟ گفت : عبادتی علاوه بر واجبات نکردم ، لیکن یک خصلــــت در من است که چون در بلا و بیماری باشم ، نخواهم که در عافیت باشم ، و اگر در آفتاب باشم نخواهم که در سایه باشم ، و به هرچه حکم خدا و قضای او باشد رضــــــــــا دهم ، و بر خواست او خواست خود نیفزایم! عابد گفت : این صفت است که تو را به آن منـــزلــت رسانیده است .


بار الهــــا ! از لذت مناجات و حلاوت مخاطبان خود ما را نصیبى عنایت فرما،

و ما را در زمره ذاکران و جرگه منقطعان به عزّ قدس خود قرار ده،

و دل مرده ما را حیاتى جاویدان بخش و از دیگران منقطع و به خود متوجّه فرما


إِنّکَ وَلىُّ الفَضْــــلِ والاِنعــــام


شیرینـی مناجات با خـدا گوارایتـان باد


 

در میخانه به روی همـه بـــــاز است هنــــوز

 

سینه سوختـــه در ســوز و گـداز است هنوز

 

دست بــــردار ز ســوداگــــری و بوالهـوسی

 

دست عشاق سوی دوست دراز است هنوز

 

 



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 739 )                                                    


ســوره 7 : اعـــراف ( مکّی ـ 205 آیه دارد ـ جزء هشتم ـ صفحه 151 )


( قسمــت ســی و پنجم )


کمنــد دل هــا

 

 ( جزء نهــم صفحه 169 آیه 157 ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

أَلَّذینَ  یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ  مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ

یَأْمُرُهُمْ  بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَــــرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ  الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِـــــمُ الْخَبائِثَ

وَ یَضَعُ عَنْهُمْ  إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذینَ آمَنُوا  بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ

وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

 

تفسیـــر لفظـــی :

همان کسانى که از فرستاده (خدا) ، پیامبرِ  « اُمّى » ( و درس نخوانده ) پیروى مى کنند ، پیامبرى که صفاتش را در تورات و انجیلى که به صورت مکتوب نزدشان است ، مى یابند ؛ که آن ها را به معروف دستور مى دهد ، و از منکر باز مى دارد ، اشیاء پاکیزه را براى آن ها حلال مى شمرد ، و ناپاکی ها را تحریم مى کند ، و بارهاى سنگین، و زنجیرهایى را که بر آن ها بود ، ( از دوش و گردنشان ) برمى دارد ، پس کسانى که به او ایمان آوردند ، و حمایت و یاریش کردند ، و از ( هدایت و ) نورى که با او نازل شده پیروى نمودند ، تنها آنان رستگارانند .


تفسیر ادبی و عرفانی :  

 

این آیت اظهار فضیلت های مصطفی(ص) است

و بیان فضایـــل و خصـــایص او،

خـداونــد او را بستود و برجهانیان برگزید،

و نبوت و رسالت برای او بپسندید،

و خاتم پیغمبران و مقـتــدای جهــانیــان کرد،

هـرچند که او امّی بود

و کتاب نخوانده و ننوشته،

عـلـم اولین و آخرین دانست،

و شرایع و احکام دین و مکارم اخلاق را بیان کرد،

و اخـبـــار پیشینـــیان و آئین رفتگان

و سرگذشت ایشان خـبــــر داد

و به لفظ شـیــرین و بیان پرآفـــریـــن

به همه آن ها اشـــارت کرد،


 

که خــداونــــد درباره او فرمود:

خـزینــه اسـرار فـطـرت محـمـــد(ص) را

مُهــری بــرنهــادیــم

و طمـــــع ها از دریافــت آن ببــریــدیم که :

(فَاَوحی اِلی عَـبــدِهِ ما اَوحی)!

 

آن روزکه از مکه هجـرت کرد ،

و روی بسوی مدینه نهاد ،

به خیمه ای رسید ،

صاحب خیمه چون روی مبارک رسول الله(ص) را دید،

در وی متحـیــر شـد ! و گفت:

ای مرد تو کیستی؟

حـــوری ؛ از بهشت آمده ای؟

ماهی ؛ از آسمان به زیر آمده ای؟

رضوانی ؛ که از فـردوس آمده ای؟

قـنـدیـل عــرشی ؛ که در دنیا افروخته ای؟

توقیـــع لوحی ؛ که عیــــان گشته ای؟

شمع طرازی ؛ که روان گشته ای؟

صورت بختی ؛ که نقاب برداشته ای؟

کمنـــــــــد دل هائی؟

بنــــــــــــــــد جـــــــان هائی؟

که این چنین گوی جمال ربوده ای؟

کیمیای جـمـالی که جهان نگاشتـه ای؟

روشـنـــائی آفتاب و ماهی کـه پدید آمـده ای؟

یا نــور خـــدائی کـه پدیــــــــــدار گـشـتـــــــــه ای؟!!

 

محـمــد مصطفی (ص) در تواضع چنان بود

که قرص نانی از درویش قبول کردی

و دنیا جمله به یک درویـش دادی،

و منّت بر او ننهـادی،

با یتیمی راز کردی،

با جـبــرئـیـــل نـــــاز کردی!

به آسمان ها و عـرش پـــــرواز کردی !

با غــریب بنشــــــستی و با شُبهَـت ننگـریستی،

به میهـمـانی عجـوز برفـتــی

و از عرش و مادون آن همت برگـذاشتی،

با مسکـیـن هم زانو بنشستی،

بیـــوه زن را ردا بیفکـندی ،

و بساط در ســـدرة المنتهی نیفکـنـدی!

 

رحیـــم دلی،

خوش سخنی،

نیــک مــــردی،

نیـــک عهــــدی،

راست عهــــدی,

عـــزیــز قــــدری،

محمد(ص) نامی،

ابوالـقـــاسم کـنیـتـی،

مصطفی لـقـبـی،

هزاران هـزار صـلـوات و ســلام خـــدای

بر روح پاک و روان مقــــدس او بـاد ! آمین

 

( اَلّلهُمّ َصَلّ ِعَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُم ) [ آلافَ مَرَّة ]



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید (737)                                                                                   

ســوره 7 : اعـــراف ( مکّی ـ 205 آیه دارد ـ جزء هشتم ـ صفحه 151 )

( قسمــت بیست و دوّم )

نفـرین یا طلب آمـرزش


 

( جزء هشتــم صفحه 158 آیه 59 ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم


لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللهَ

ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ عَظیمٍ

 

تفسیـــر لفظـــی :

 

ما نوح را به سوى قومش فرستادیم ، او گفت: اى قوم من! (تنها) خداوند یگانه راپرستش کنید ، که معبودى جز او براى شما نیست. (و اگر غیر او را عبادت کنید ،) من بر شما از عذاب روز بزرگى مى ترسم.


تفسیر ادبی و عرفانی :  

 

نوشته اند نــــوح (ع) 950 سال عمرکرد

و از بس بر قوم خود نوحه کرد

او را نـــــــــوح نام نهادند

و نام اصلی او سَــکَـــن بوده است،

نوح هرچه بیشتر قـوم خود را دعـوت به یکتا پرستی میکرد

بیشتر او را اذیت و آزار کـردندی،

و هر روز او را چند بار بزدندی

چنانکه بیهـوش شـدی و چون بهـوش آمدی می گفت:

خــدایا ؛ قوم مرا ببخش که نادانند!

و چون از ایمانشان نا امید شد نفرین کرد

و گفت: با رخــدایـــا ؛

از اینها در زمین احدی را باقی مگذار

که اگر بمانند بندگان تو را گمراه می کنند

و جز فاســـد و تباهــــکار بوجـود نیاورند!


 

این آیت به نحوی شرافـت و کرامت

و بزرگواری محمد مصطفی(ص) را بیان میکند،

چون خـداونـد نوح را به قوم خود فرستاد

و فرمود آن ها را بیـــــــــــــــم ده !

ولی محمد مصطفی(ص) را به جهانیان فرستاد

و فرمود آن ها را بشـــــــــــارت ده!

نوح در حق قـوم خود نفــــــرین کرد !

ولی محمد(ص) برای امت خود طلب آمرزش نمود!

نوح در حق خــــــــــــود دعــــا کرد

سپس خویشان و دوستان!

ولی محمد(ص) در حق همــه مؤمنــــان دعا کرد!

نــوح به مردم گفت :

من فـرستاده خــدا هستم که برای ابلاغ رسالت آمده ام،

ولی محـمــد مصطفی (ص) را

خـداونــد (اِنَّکَ لَمِـنَ الـمُـرسَـلِیــنَ) خــــوانـــد.

( اَلّلهُمّ َصَلّ ِعَلی مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ و َعَجِّل فَرَجَهُم )



موضوع :


 نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 736 )                                                                              


ســوره 7 : اعـــراف ( مکّی ـ 205 آیه دارد ـ جزء هشتم ـ صفحه 151 )


( قسمــت ســی و سوّم )


شـایستــه ی دیـــدار !



 

[ توضیح : طبق روال این وبلاگ ، در این یادداشت می بایست به آیات بعد از 134 اعراف می پرداختیم ، ولی از آن جا که آن آیات ، ادامه سرگذشت حضرت موسی (ع) و فرعون و قوم لجوج بنی اسرائیل است ، با توجه به جنایات اخیر صهیونیستها در غزه و ظلم بی حد آنان به ملت مظلوم فلسطین ، چنین تصور می نمایم که فکر و ذهن مخاطبان از یاد آوری اعمال آن قوم خسته شده ! و ادامه آن بحث ملال آور است ! لذا آن مبحث را مسکوت گذاشته و به بحث های دیگر از سوره مبارکه ی اعراف می پردازیم ]

 

 ( جزء نهــم صفحه 169 آیه  155 ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

وَاخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعینَ رَجُلاً لِمیقاتِنا فَلَمّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَکْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ

وَإِیّایَ أَ تُهْلِکُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنّا إِنْ هِیَ إِلّافِتْنَتُکَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدی مَنْ تَشاءُ أَنْتَ وَلِیُّنا

فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الْغافِرینَ

 

 تفسیـــر لفظـــی :

 

موسى از قوم خود، هفتاد تن از مردان را براى میعادگاه ما برگزید ، و هنگامى که  زمین لرزه آن ها را فرا گرفت (و هلاک شدند) ، گفت : پروردگارا ! اگر مى خواستى ، آن ها و مرا پیش از این هلاک مى کردى . آیا ما را به آن چه بى خردان ما انجام داده اند ، (مجازات و) هلاک مى کنى؟! این ، جز آزمایش تو ، چیز دیگرى نیست ، هر کس را بخواهى (و سزاوار ببینى) ، بوسیله آن گمراه مى سازى ، و هرکس را بخواهى ، هدایت مى کنى . تو ولىِّ مایى ، پس ما را بیامرز ، و بر ما رحم کن ، و تو بهترین آمرزندگانى .


 تفسیر ادبی و عرفانی :  

 

 بسیار فـرق است میان امت موسی و امـت محـمــد(ص)

 

امت موسی برگزیده خود اوست،

ولی امـت محـمـــد(ص) برگزیده خـــــــــــداست،

که فرمود: (وَ لَقَدِ اختَرنا هُم)،

برگـزیدگان موسی گفتنــد: (اَرِنَا اللهُ جَهـرَةً)

ولی خــــــدا برگزیده خود (امت محمد ص) را فـرمود:

( وُجُوهٌ یومَئذٍ ناضِرَه اِلی رَبِّها ناظِرَةٌ)

برگزیدگان موسی دیــــدار آشکار خـــدا را خواستند

و شــــدیــــــــداً مجــــــــــــازات شــــدند

ولی امـت محـمـّـد(ص) با سیمای گشاده

خــــدای خویشتن را می نگـرند و مشاهـده می کنند!

( وُجُوهٌ یومَئذٍ ناضِرَه اِلی رَبِّها ناظِرَةٌ)

 

 

آری ؛ خواست ، خواست حق است ، و اختیار اختیار حق ،

موسی بر بساط قرب در مقام مناجات با خدا گستاخی کرد ،

و در حال انکسار و افتقار ، از سرِ ضجر و حیرت ،

این جسارت را نمود ! که :

خدایا ؛ این همه ابتلا و فتنه ی خود تو است !

آن گاه خویشتن باز یافت و با عجز و شکستگی بازگشت ،

و از درِ هیبــــت و اجـــــلال درآمد ،

و حکم بکلّی با حـــق افکنــــد ( که گمراهی و رهبریِ همه با او است )

بدین قناعت نکرد که زبان به ثنـــــا گشود ،

و تضرع و زاری در آن پیوست

( که تو صاحب اختیار ما هستی ، ما را بیامرز )

و نیاز و خواریِ خود عرضه کرد و رحمت و مغفرت خواست .


شیخ انصاری گوید :

نیازمند را ردّ نیست ،

و در پسِ دیوارِ نیـــاز مکر نیست ،

و دوست را چون نیاز وسیلتی نــه !

موسی چون به مقام مناجات رسید ،

درخت امیدش به بَــر آمد ،

و شب جدائی فرو شد ،

و روز وصل برآمد ،

و موسی را شوق در دل

و ذکر بر زبان

و مهر در جان

و عصا در دست ،

ندا آمد که ای موسی ؛

وقت راز است ،

و هنگام ناز و روزِ بـــــار !

ای موسی ؛ چه حاجت داری ؟

از عطا چه خواهی ؟

می خواه تا بخشم ،

می گوی تا نیوشم !

و موسی به وجـــــــــد آمد و خواستار دیــــدار شد !!!

ولی پاسخ ( لَن تَرانِی ... هرگز مرا نخواهی دید !) شنید !!!


بنده که وابسته ی حق و شایسته ی مهر او باشد ،

او را به عنایت بیارایند ،

و به فضل بار دهند ،

و به مهر خلعت پوشند ،

و به کرم بنوازند ،

تا گستــــــــــاخ گردد !!

آن گاه او را میان غیرت و مهر می گردانند ،

گهی غیرت در بندد ،

تا رهی در خواهش آید !

گهی مهر در بگشاید

تا رهی به عیان نازد !


 ولی مصطفی (ص) را حیا و ادب مانع از آن شد که خواستار دیــدار گردد ، لذا از پیـــک حق پرسید : تو خدایت را دیده ای ؟ خـــدا به جبرئیــــل فرمود او خواستــــار دیــــــــــــدار است ولی به زبـــان نمی گوید ! رو و او را نزد ما آر !!! و مصطفی (ص) در معــــــــراج نیز با آن همه اکرام و اعزاز و احترام که از وی شد ، از خدای خود هیچ برای خود نخواست !!! و مشمول آن همه لطف و عنایت و فضل و کرم خدایش شد .



موضوع :


   1   2   3   4   5      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز


* *