سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران
منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 1160147
  • بازدید امروز: 288
  • بازدید دیروز: 550
  • تعداد کل پست ها: 1237
  • ****

تفسیر ادبی عرفانی حروف مقطعه (16) 

نسیـــم وصـل


س 26 : شـعـــرا

بســــم الله الــرحمــن الــرحیــم

طــســــم ، تـلـک آیـات الـکـتـــــاب الـمـبیـــــن

حضرت صادق (ع) فرموده اند:

مراد از طسم (انا الطالب السمیع المبدی المعـیـد) است

یعنی منم خواهان سعادت و نیک بختی بندگان

و شنوای گفتارشان و آفریننده

و بازگرداننده و زنده کننده ایشان.

( تفسیرقرآن عظیم ، فیض الاسلام )

طـاء اشاره به طهارت عـزت و تـقـــدس عـلــوِّ خــدا است،

و سین اشاره به سنای جـبـروت خــدا،

و میـــم دلالت بر مجــد جلال او است.

خـداونــدی که روح دلها مِهر او ،

آئین زبانها ذکر او،

سور گوشهـا گفتار او،

عـیـد چشمهـــا دیـــدار او،

آســایش جانـهـــا عـیـــان او،

منزل جوانـمـــردان کـــوی او،

مقـصــود عارفان گفت و گوی او،

نسیـــم وصـل وزان از سوی او،

هـمــه از او ، و خـــود او هـمـــه

********************************

اِلهی؛ کَم مِن قَبِیحٍ سَتَرتَهُ وَ کَم مِن فادِحٍ مِنَ البَلاءٍ اَقَلتَهُ وَکَم مِن عِـثارٍ

 وَقَیتَهُ وَکَم مِن مَکــرُوهٍ دَفَعـتَــهُ وَکَـم مِن ثَنـاءِ جَمِیـلٍ لَستُ اَهلً لَهُ نَشَرتَهُ

خــدایــــــــا ؛

چه بسیار کارهای زشتم را که پوشاندی !

چه بسیار بلاهای سخت که از من دور کردی !

چه بسیار لغزشها که مرا از آنها نگاهداشتی!

چه بسیار کارهای ناپسندی که از من دور کردی!

چه بسیار مدح وثنای نیکو که من لایق آن نبودم

و تو از من بر زبانهـــــــــــا انداختی !

خـدایـــــــا ؛

غمی بزرگ در دل دارم ، و حالی بسیار ناخوش ، و اعمالی نارسا ،

و زنجیرهای علائق دنیا مرا در بندکشیده ،

و آرزوهای دور و دراز دنیوی مرا از هر سودی بازداشته ،

و دنیا به خدعه و دروغ و نفسم مرا به جنایت فریب داده !

خـدایـــــــا ؛

اِلهــــی وَ رَبِّی مَن لِی غَـیـرُکَ اَسـئَـلـُـهُ کَشـفَ ضُـرّی وَ النَّظَـرَ فِی اَمرِی

من غیر از تو چه کسی را دارم که گناهانم را ببخشد ،

و مرا از شهــد گوارای آلاء رحمانی خود بهره مند سازد ؟

خـدایـــــــا ؛

به عزت و جلال ازلی و ابدیت تو را قسم میدهم که با من در همه حال

با رأفت و رحمت و عطوفت و فضل و مهربانی خود رفتار کنی

آسایش صد هــزار جــان یک دم توست

شادان بُوَد آن دل که  در آن دل غم نوست

دانی ملکــا که روشنــائی دو چشــم

در دیــدن زلف سیــه پر خــم توست



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی حروف مقطعه (15) 

خلـــوت دل


س 20 : طـــه

بســــم الله الــرحمــن الــرحیــم

طـه، مــا انــزلـنـــا عـلـیـــک الـقــــرآن لـتـشـــقــی

(طــــه):

درکتاب احتجاج از حضرت امیرالمؤمنین(ع) روایت کرده

که رسول خدا(ص) ده سال بر سر انگشتان پا به ایستاد

که پاهایش ورم و آماس کرد،

و روی آن حضرت زرد گـردید

و هـمـه شب را ایستاده بود

تا اینکه خــدای عـــزَّوَجَـــلّ به او خـطـــاب نـمـــود:

طه ما انزلنا عـلـیـک الـقــرآن لتشـقـی،

و درکتاب معانی الاخبار از حضرت صادق (ع) روایت نموده

که آن حضـرت فـرمـوده؛

طـــه از نامهـای پیغمبــر(ص) است

و معنی آن ( یا طالب الحق الهادی الیه،

یعنی ای خواهـنـده حق و راستی

که راهنمای بسوی آن هستی) میباشد.                        

 ( تفسیرقرآن عظیم ، فیض الاسلام )

( طـه ) :

 ای محمــد( ص) ؛ مــرد پــاک راست راه،

ایـن اسـت خطاب خطیـر و نظـام بی نظـیـــر.

این است سخن پر آفرین و بر دلها نشین و بر جانها شیرین.

دل را انس و جان را پیغــــــــام،

از دوست یادگار و برجــان عاشقـان سلام.

طــه،

هـم نام است و هـم تعـریف،

هـم مـدح است و هـم پیغـام،

نام راست و تعـریف درست،

مدح به سزا و پیغام تمام.

گروهی گفتند:

سوگندی است که خـداونــد

به صفــات و افعـــال خویش یاد می کـنـــد که:

ما انـزلنـــا عـلـیـک الـقــرآن لتشـقـی،

*********************************

الهــــی ؛

   تو ما را ضعیف خواندی!

از ضعیف چه آید جز خطا ؟


و ما را جاهـل خواندی ،

از جاهل چه آید جز جفا ؟


و از تو خدواندی کریم و لطیف چه سـزد؟

 جز کَـرَم و وفَََــا و بخشیدن عطـا ؟ 

**********************************

کسی کــو را عیـان باید خبـر پیشش وبال آید

چو سازد با عیـان خـلـوت کجا دل درخبر بندد 


کلمات کلیدی :107 ـ اســــرار ازل کلمات کلیدی :106 ـ نسیــم دل کلمات کلیدی :105 ـ شکــر آلاء
موضوع :
کلمات کلیدی :107 ـ اســــرار ازل کلمات کلیدی :106 ـ نسیــم دل کلمات کلیدی :105 ـ شکــر آلاء


تفسیر ادبی عرفانی حروف مقطعه (14)

آلاء  ، لطـف ، رحمت


س 15 : حجـــر

بســــم الله الــرحمــن الــرحیــم

الـــر ، تلـک آیـات الـکـتـــاب و قــرآن مبیــن

(ا لــر):

این کلمه ها و حرفها، آیت های کتاب،

و قــرآن پیــدا کنـنده و باز نماینده است.

الف، آلاء او است،

لام، لطف او،

راء ، رحمت او است.

 از روی اشارت میگوید:  

بنده ی من؛

نعمت از ما دان،

و لطف از ما بین ،

و رحمت از ما خواه ،

من آن خـداونـدم که با جـودم بخـل نه،

و با لطفــــــم عجــــــــــــــــــــــز نه،

و در رحمتـــــــــــــم کمبــــــــود نه،

بنده ی من؛

هـرچه جوئی به از نعمت من نجوئی !

شاکـرباش تا بیفــزایــم ،

ذاکــر باش تا پرده لطف بر تو نگه دارم،

هـرچه گزینی چون رحمت من نگزینی،

بر درِ مـن باش تا رحمت باز نگـیـرم،

بنـده ی من ؛

هـرکس را گنجی است

و گنج مؤمنان خزینه نعمت من است،

هـرکس را نازی است

و نـاز دوستــان به لطف من است ،

هرکس را امیدی است

و امید گناهـکاران به رحمت من است.

*************************

با دل همه شب حدیث تـو  میگویم                     

بوی تو ز هــر باد سحــر میجویم

الهــــی ؛

پسندیدگان تو را به تو جستند و بپیوستند ،

ناپسندیدگان تو را به خود جستند و بگسستند ،

نه او که پیوست به شکر رسید ،

نه او که گسست به عذر رسید.

الهــــی ؛

ما از غافلانیم نه از کافران ،

نگاه دارمان تا پریشان نشویم ،

و در راه آر تا سرگردان نشویم

الهــــی ؛

این همه نوازش از تو بهره ی ماست ،

که در هر نفس چندین سوز و نور ، غایت تو پیداست ،

چون تو مولائی کراست ؟ و چون تو دوست کجاست ؟

*****************************

در عشق تو من کیم که در منزل من

از وصـل رخت گلی دمد بر گل من

این بس نبُوَد ز عشق تو حاصل من

کاراسته ی وصل تو باشد دل من


کلمات کلیدی :107 ـ اســــرار ازل کلمات کلیدی :106 ـ نسیــم دل کلمات کلیدی :105 ـ شکــر آلاء
موضوع :
کلمات کلیدی :107 ـ اســــرار ازل کلمات کلیدی :106 ـ نسیــم دل کلمات کلیدی :105 ـ شکــر آلاء


تفسیر ادبی عرفانی حروف مقطعه (12) 

شــراب انــس


س 19 : مـریــم

بســــم الله الــرحمــن الــرحیــم

کهـیعـص ، ذکــر رحـمــة ربـک عـبــده زکـــریا

(کهیعـص):

برای توجه و رو آوردن دلها به بسیاری از حقایق،

حروف تهجی را که هـریک اشاره به حقایق و اسراری است

بیان کرده میفرماید:

چنانکه حضرت صادق(ع) فرموده اند :

کـاف یعنی انا الکـــافی منم کفایت کننده و کاردان بی نیاز از دیگـری،  

هــــــاء یعنی انا الهــادی منـــم راه نمــاینـده،

یــــــاء یعنی انا الولی مـنـم کارفـرمـای در دین و دنیــای بنـــدگان،

عـیـن یعنی انا العــالم منـم دانای به هـرچیــز،

صـاد یعنی انا الصــادق الـوعــد مـنـــم راستگـــوی در وعــده خــویـــش،

بنا بر این هـریک از حروف بر صفـتـی از صفات خـدای عــزّوجــلّ دلالــت دارد،

از این رو است که امیرالمؤمنین ( صلوات الله وسلامه علیه)

در دعا و درخواست خود از خـدای تعـالی می فرموده :

اسألک یا کهیعـص

« ای کـــافی، ای هــادی، ای ولی، ای عــالـم،

ای صادق الـوعــد، از تو درخواست می نمایم؛

( تفسیرقرآن عظیم ، فیض الاسلام )

*********************************

 (کهیعص):

سماعِ حروفِ مقطع در افتتاحِ سوره ها و آیه ها ،

شرابی است در قــدحِ فــرح ریخته،

و در جامِ اُنسِ جلالِ احدیت، دوستان خود را داده،

چون دوستان حق در بوستان لطف،

این شراب انس را از جام قـدس بیاشامند،

در طرب آیند، چون در طرب آیند، در طلب آیند،

چون در طلب آیند، قـفـس جهان را بشکنند

و با شهپـر عشق بر افق غـیـب پرواز کنند

تا به کعبه ی وصل رسند، چون رسیدند،

عقلهــاشان مستغـرق لطف

و دلهـاشــان مستهـلـک کشـف شود !

نسیم از کیست؟ از جانب قربت رسیده،

خود را گـــــــــم کرده و اورا یافته است!

خـــدایــــــا ؛

روزگاری تو را می جستم خود را می یافتم !

اکنون خود را می جویم تو را می یابم !

ای حجت را یاد، و انس را یادگار،

چون حاضری این جستن را به چه کار؟

خـــدایــــــا ؛  

یافته می جویم ، با دیده ور می گویم،

که دارم، چه جـویـم ؟ که می بینـم، چه گویـم؟

شیفته ی این جست و جویم،

گرفتار این گفت و گویـم،

ای پیش از هـر روز، و جدا از هـرکس،

مرا در این سور هزار مطرب نه بس!

*******************************

   خـداونـد را با این حروف ثنائی است که بر خود میکند،

اسماء و صفات خود را یاد خلق میدهـد،

و خود را می ستاید و میگوید:

منم کافی، منـم هــادی، منم یُحیی و یُمیت، منم علیم، منم صدیق.

از حضرت عـلی (ع) نقل کنند که

او به این حـروف سوگند یاد میکرد و می گفت:

این حـروف هـمـه ی نام های خـدا است

که میگوید:

منم خدای کبیـر و کـریم، عـلـیــم و صدیق،

منـم خـدای بزرگـوار، جبـّـارکـردگار، نامـدار بنده نـــواز.

کبیر اشارت است به کبریاء و جلال احدیت،

و کریم اشارت است به جلال صمدیت،

که عارفان در مکاشفه جلال اند

و محبان در مشاهــده جمال!

چون به جلالش نظرکنی جگـرها در میان خون است،

و چون به جمالش نظر افکنی، راحت دلهای محزون است،

آن یکی آتش جهان سوز است و این یکی نور جهان افــروز،

آن یکی غارت دلهــا، و این یکی راحت جـــانهـــا است!

ای جوانمــــرد:

او در تو آویخته نه تو در او آویخته !

سرا پرده ی کرم زده و بساط نعمت گسترده

 و نــدا در داده: (اُجیبُـــوا داعِیَ الله)

ای گـدایان  به من آئید،

نه بشما نیازی دارم لکه با شما رازی دارم !

عارفی بزرگ گوید:

در بادیه می شدم یکی را دیـدم با یک پـا

درغـلـبــات وجـد خویش می جَست و می رفت !

گفتـم تا کجـا ؟ گفت: حج بیت الله،

گفتـم : تـو را چه جای حج است که معذوری !

گفت: همانا سوداش مرا رنجه میدارد !

چون به مکّه رسیدم او را دیدم پیش از من رسیده !

گفتم چگونه پیش از من رسیدی؟

گفت: ندانستی که تو آمـدی به تکلـف کسبی

و من آمدم به جـذبــه های غـیبـی!

کسبی به غـیبـی هـرگــز کجــا رســـد؟

الهـــــــــی؛

به عـنـایت ازلی تخم هدایت کاشتی،

به رسالت پیامبران آب دادی،

به یاری و توفیق پروردی،

به نظر خود به بار آوردی،

خـداونـدا، سِزَد که اکنون سموم قهـر از آن بازداری،

وکِشته ی عـنــایت ازلی را به رعایت ابــدی مــدد کنی.

**************************

گرآب دهی نهـــال خود کاشته ای                     

 ور پست کنی بنـا خـود افراشته ای

من بنده همانـم که تــو پنداشته ای                     

 ازدست میفکنم چـو برداشـتـه ای 


کلمات کلیدی :107 ـ اســــرار ازل کلمات کلیدی :106 ـ نسیــم دل کلمات کلیدی :105 ـ شکــر آلاء
موضوع :
کلمات کلیدی :107 ـ اســــرار ازل کلمات کلیدی :106 ـ نسیــم دل کلمات کلیدی :105 ـ شکــر آلاء


تفسیر ادبی عرفانی حروف مقطعه (11)

س 14 : ابراهیـــم 

شــراب محبـت


( وَ هَذا البَلد الامین ، نمائی از شهر مکه )

بســــم الله الــرحمــن الــرحیــم

الــر، کـتــاب انــزلـنــاه الـیــک لـتخـرج الـنـاس

(ا لــر):

مـنــم خــدای دانــــا و بینـــــا ،

 ای محمّــد؛

 این چـراغ قـرآن که در دست تو است افـروزنده آن مائیم،

راه بر آن کسی بُـوَد که ما خواهـیــم!

بس که انــدرعشق تو من گِرد سر برگشته ام

بی تو ای چشم وچراغم چون چراغی گشته ام

**********************************

الهـــــــی ؛

در این درگاه همه ی ما نیازمند روزی باشیم

که قطره ای از شراب محبت بر دل ما ریزی

تا که ما را بر آب و آتش برهم آمیزی

الهـــــــی ؛

دیگران مست شرابند و من مست ساقی !

مستی ایشان فانی است و از من باقی ،

الهـــــــی ؛

تا از مهر تو اثر آمد ، دیگر مهر ما به سر آمد !

ای مهربان فریادرس ؛

عزیز آن کس که او با تو یک نفس ،

نفسی که آن را حجاب ناید از پس !

الهـــــــی ؛

ادای شکر تو را هیچ زبان نیست ،

و دریای فضل تو را هیچ کران نیست ،

و سرّ حقیقت تو بر هیچکس عیان نیست ،

هدایت کن ما را که بهتر از آن نیست.


کلمات کلیدی :107 ـ اســــرار ازل کلمات کلیدی :106 ـ نسیــم دل کلمات کلیدی :105 ـ شکــر آلاء
موضوع :
کلمات کلیدی :107 ـ اســــرار ازل کلمات کلیدی :106 ـ نسیــم دل کلمات کلیدی :105 ـ شکــر آلاء


   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز


* *