سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 1160147
  • بازدید امروز: 288
  • بازدید دیروز: 550
  • تعداد کل پست ها: 1237
  • ****

نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید    ( 1046 )                                                              

ســوره 19 : مـریــم ( مـکّــی ـ98 آیه دارد ـ جزء  شا نزدهم ـ صفحه 305 )

( قسمــت سوم )


نـور جهـان افـروز

 

 

 ( جزء شانزد هــم صفحــه 305 آیه 1 )

بسم الله الرحمن الرحیم 

کهیعص

   ترجمــه لفظـــی آیــــه :

( کاف ، ها ، یا ، عین ، صاد )

خداوندی راه نمای ، زینهار دار ، دانی راست گوی


 نگاهی ادبی و عرفانی به آیــه : [بخش سوم]

 

( کهیعص ) :

   

ازحضرت عـلی (ع) نقل کنند که

او به این حـروف سوگند یاد می کرد و می گفت:

این حـروف هـمـه ی نام های خـــــــدا است

که می فرمایــــــــــد:

منم خدای کبیـر و کـریـــــــــم ، عـلـیــم و صدیق ،

منـم خـدای بزرگـوار ، جبـّـار کـردگار ، نامـدار بنده نـــواز .

کبیر اشارت است به کبــــریــــاء و جلال احدیت،

و کریم اشارت است به جلال صمدیت ،

که عارفان در مکاشفه جلال اند ،

و محبان در مشاهــده جمال !

چون به جلالش نظرکنی جگـرها در میان خون است ،

و چون به جمالش نظر افکنی، راحت دل های محزون است ،

آن یکی آتش جهان سوز است و این یکی نور جهان افــروز ،

آن یکی غارت دل هــا، و این یکی راحت جـــان هـــا است!


ای جوانمــــرد :

او در تو آویختــــه ! نه تو در او آویختـــــــه !

سرا پرده ی کرم زده و بساط نعمت گسترده ،

و نــدا در داده : (اُجیبُـــوا داعِیَ الله)

ای گـدایان ؛ به (سوی) من آئیـــــــــد،

نه بشما نیازی دارم بلکه با شما رازی دارم !

 

عارفی بزرگ گوید:

در بادیه می شدم یکی را دیـدم با یک پـا ؛

در غـلـبــات وجـد خویش می جَست و می رفت !

گفتـم تا کجـا ؟ گفت: حج بیت الله،

گفتـم : تـو را چه جای حج است که معذوری !

گفت: همانا سوداش مرا رنجــــه می دارد !

چون به مکّه رسیدم او را دیدم پیش از من رسیده !

گفتم چگونه پیش از من رسیدی ؟

گفت: ندانستی که تـــــــو آمـدی به تکلـف کسبی

و من آمــــــدم به جـذبــه هـــــــای غـیبـی!

کسبی به غـیبـی هـرگــز کجــا رســـد؟

الهـــــــــی؛

به عـنـایت ازلی تخم هدایت کاشتی،

به رسالت پیامبران آبش دادی،

به یاری و توفیق پروردی،

به نظر خود به بار آوردی،


خـداونـدا ،

سِزَد که اکنون سموم قهـر از آن بازداری،

و کِشته ی عـنــایت ازلی را به رعایت ابــدی مــدد کنی.


گر آب دهی نهـــال خود کاشته ای

 ور پست کنی بنـا خـود افراشته ای

من بنده همانـم که تــو پنداشته ای

 از دست میفکـنم چـو برداشـتـه ای

سخــن روز :

ادامه سخن پست قبل :

وقتی امروز دیده می شود که توافق ژنو ، لوزان ، برجام و قطعنامه 2231 از سوی آقای روحانی فتح الفتوح و پرافتخار نامیده می شود، اینجاست که عمق نفوذ و تأثیر   پذیری ایشان از سریع القلم مشخص می گردد! نویسنده در صفحه 105 کتاب خود بهصراحت می نویسد : « جمهوری اسلامی باید با شرکای اقتصادی خارجی خود در تنظیم اولویتهای سیاسی کشور مشورت کرده و بانظر آنها امور مختلف را نظارت و مدیریت کند.»

محمودسریع القلم ایرانی در جایگاه نوکر صفتی آمریکا به قانون اساسی کشور هم تعرض می کند و در صفحه 126 کتاب خود می نویسد: « قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با نظم موجود جهانی و ماتریس قدرت و ثروت آن نه آنکه اختلافاتی دارد، بلکه در تضاد اصولی است.» زیرا در اصل 153 می خوانیم که ""هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شئون کشور گردد ممنوع است. ""

محمود سریع القلم عمق کینه خود را نسبت به اسلام و تفکر شیعی پنهان نمی کند و در صفحه 124 و 125 کتاب خود می نویسد:   « میزان و شاقول ارزیابی‌ها و قضاوت‌ها و ارتباطات، قدرت و پول است . بنابراین، اگر فرد و نهادی در اتخاذ تفکر و راهنمای اسلامی بخواهد حداکثرگرا باشد، به طور مسلم با این جهان مشکل پیدا خواهد کردو به خصوص در تفکر شیعی که عدالت‌خواهی ملاک اصلی آن است، مشکلات به مراتب بیشتر خواهد بود. »

پس نتیجه کاملاً مشخص است، وقتی جناب روحانی بر کتابی که کاملاً برخلاف اصول اسلام ، تشیع و انقلاب اسلامی است ، پیشگفتار می نویسد ، [ و از کتاب و نویسنده غربگرای لیبرال آن تعریف و تمجید می کند ]  معنی آن ، تائید نویسنده آن تفکر است و لذا وقتی کدخدایی آمریکا بر آقای سریع القلم که درس آموز دانشگاههای آمریکا است ، سایه افکنده باشد، پس زمینه نفوذ سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی آمریکا از طریق امثال سریع القلم هاکه امروز در اطراف رئیس جمهور بسیارند، کاملاً جدی است!

 و در همین راستا ، نگرانی و تذکرات پی در پی رهبر حکیم انقلاب امام خامنه ای ، نقشه راهی است که باید عمارهای دوران بر اساس آن جبهه و حرکت آینده خود رادر پیچ بزرگ تاریخ معین نمایند.

 

غمیگینانه باید گفت؛ که برنامه ششم توسعه هم بر اساس تئوری های این  عامل آمریکا که تفکراتش در کتاب اقتصادی آقای روحانی آمده در حال تدوین است و  زمینه های نفوذ را در همین جاها می شود دید  !!!

 

[وزنه سیاسی]



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید    ( 1045 )                                                                    

ســوره 19 : مـریــم ( مـکّــی ـ98 آیه دارد ـ جزء  شا نزدهم ـ صفحه 305 )


  ( قسمــت دوم )


شهپـر عشـق

 

 

( جزء شانزد هــم صفحــه 305 آیه 1 )

بسم الله الرحمن الرحیم 

کهیعص

   ترجمــه لفظـــی آیــــه :

( کاف ، ها ، یا ، عین ، صاد )

خداوندی راه نمای ، زینهار دار ، دانی راست گوی


  نگاهی ادبی و عرفانی به آیــه : [بخش دوم]

                                                      

                                            ( کهیعص ) :

سماعِ حروفِ مقطع در افتتاحِ سوره ها و آیه ها ،

شرابی است در قــدحِ فــرح ریخته ،

و در جامِ اُنسِجلالِ احدیت، دوستان خود را داده ،

چون دوستان حق در بوستان لطف ،

این شراب انس را از جام قـدس بیاشامند، در طرب آیند،

چون در طرب آیند، در طلب آیند،

چون در طلب آیند، قـفـس جهان را بشکنند

و با شهپـر عشق بر افق غـیـب پرواز کنند

تا به کعبه ی وصل رسند، چون رسیدند،

عقل هــاشان مستغـرق لطف ،

و دل هـاشــان مستهـلـک کشـف شود !

نسیم از کیست ؟ از جانب قربت رسیده ،

خود را گـــــــــم کرده و او را یافتــــه است!

خـــدایــــــا ؛

روزگاری تو را می جستم خود را می یافتم !

اکنون خود را می جویم تو را می یابم !

ای حجت را یاد ، و انس را یادگار ،

چون حاضری این جستن را به چه کار ؟

خـــدایــــــا ؛

یافتــــــه می جویــــم ، با دیـــــده ور می گویم،

که دارم ، چه جـویـم ؟ که می بینـــــــــم ، چه گویــــــــم ؟

شیفتـــــــــه ی این جست و جــــــــویـــــــم،

گرفتـــــــــار این گفت و گویـم،

ای پیش از هـر روز ، و جــــــــدا از هـرکس ،

مرا در این سور هزار مطرب نه بس!


   خـداونـد را با این حروف ، ثنائی است که بر خود می کند،

اسماء و صفات خود را یاد خلق می دهـد،

و خود را می ستاید و می فرمایــــــد:


منم کافی، منـم هــادی، منم یُحیی و یُمیت، منم علیم، منم صدیق.

 

 

سخــن روز :

وقتی کتاب دکتر محمود سریع القلم (مشاور رئیس جمهور روحانی) ورق می زنیم به بخش نگران کننده و تأسف باری بر می خوریم، که آقای حسن روحانی در پیشگفتار آن خطاب به نویسنده نفوذی  آمریکائیآن در مجمع تشخیص مصلحت و در حال حاضر در ریاست جمهوری ، می نویسد : « تحقیق حاضر که توسط دانشمند گرانمایه دکتر محمود سریع ‌القلم استاد دانشگاه و محقق توانمند همکار در مرکز تحقیقات به انجام رسیده است ، .... امید است این اهتمام مرکز تحقیقات استراتژیک برای فهم بهتر پدیده‌های جهانی و ارائه ی راه‌ حل در مسائل چالشی، مورد توجه محققان و سیاستمداران و تصمیم گیرندگان کشور قرار گیرد. حسن روحانی ، قائم مقام مرکز تحقیقات استراتژیک، تیرماه 1384»

…  چند صفحه از این کتاب را ورق زده و می خوانیم آنگاه قضاوت را به دوستان عزیز واگذار می نمایم و قبل از ورق زدن آن کتاب برای تسریع در پاسخ ، توجه شما را به این جمله قابل تأمل آقای حسن روحانی که در کتاب « امنیت ملی و دیپلماسی»  خود نوشته است جلب می نمایم .... :

خوش بین نبودن به جهان غرب یکی از مشکلاتی است که امروز کشور به آن دچار شده است !

آقای سریع القلم در کتاب خود می نویسد : « یکی از عوامل عقب افتادگی همین است که شما اعتماد به آمریکایی ها ندارید ...  راه پیشرفت این است که سیاست و فرهنگ خود را تغییر دهید !!! مبادا دست به ترکیب آمریکا بزنید ، اگر ایرادی هم از ماست و ما باید دست از اســــــلام بکشیم ... یکی از موانع پیشرفت ما همین انقلاب است ! و اصلا ذات انقلاب عاملی شده است برای عدم پیشرفت !!! ... رشد و توسعه و رقابت اقتصادی بدون همکاری با قدرت های بزرگ اقتصادی امکان پذیر نیست .  

[وزنه سیاسی]

جالب این جاست که این کتاب مسموم با پول بیت المال مسلمین و در مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به چاپ رسیده است.

[ به نظر شما با این افکار آلوده و منحرف می توان به اقتصاد مقاومتی عمل کرد ؟

اصلا با این افکار دیگر مقـــــــــــاومتی وجـــــــــــــــود خواهد داشت ؟

با این افکار دیگر انقـــــــلاب معنــا و مفهومی دارد ؟

آری ؛ تا زمانی که این افکار بر سرنوشت این مملکت حاکم باشد قطعا روز به روز پایه های مستحکم انقلاب را تضعیف و راه نفوذ آمریکا بر کشور گشوده خواهد شد !

مگر این که ملت با بصیرت و انقلابی به تبعیت از رهبر معظم خود با خلق حماسه دیگری چون حماسه نُهم دیماه 88 ، راه نفوذ دشمن را مسدود و نفوذی های موجود را به زباله دان تاریخ بیفکند !!! ]

 

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی


این جمعه هم گذشت و نیامدید آقـــا !


شاید ما همچنـــــان سرگـــرم دنیـــا و زنــدگانی خویشیــم


ولی هر روزه برای تعجیل در ظهـــــــــور مبارکتــــــان


دعــــای فــــــرج بر لب داریـــــــم





موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید    ( 1044 )                                                                  

ســوره 19 : مـریــم ( مـکّــی ـ98 آیه دارد ـ جزء  شا نزدهم ـ صفحه 305 )


  ( قسمــت اول ) 

نسیـم وصــال دوسـت

 


 ( جزء شانزد هــم صفحــه 305 آیه 1 ) 

بسم الله الرحمن الرحیم    

کهیعص

     ترجمــه لفظـــی آیــــه : 

( کاف ، ها ، یا ، عین ، صاد )

خداوندی راه نمای ، زینهار دار ، دانی راست گوی

 نگاهی ادبی و عرفانی به آیــه :  

بسم الله ...  

بـاء اشــارت است به بقـــای خــدای ازلــی ،

و سیـن اشــارت است به سـلام خـدای بر مؤمنـان ،

و میـم اشارت است به محبت خدای مرتائبان و پاکان را ،

این است شگـرف کاری و بزرگ حالی که ؛

قاصـد به مقصـود رسـد

و عابـد به معبــود ،

و طالب به مطلـوب ، 

و محبّ به محبـــوب ، 

نسیــم وصــال  از وزشگاه اقبــال دمیــده ،

و دوست به دوست رسیـده است  .

  (کهیعـص) :  

برای توجه و رو آوردن دل ها به بسیاری از حقایق ،  

حروف تهجی را که هـریک اشاره به حقایق و اسراری است ،

بیان کرده می فرماید:

چنانکه حضرت صادق(ع) فرموده اند :

کـاف یعنی انا الکـــافی منم کفایت کننده و کاردان بی نیاز از دیگـری، 

هــــــاء یعنی انا الهــادی منـــم راه نمــاینـده،

یــــــاء یعنی انا الولی مـنـم کارفـرمـای در دین و دنیــای بنـــدگان،

عـیـن یعنی انا العــالم منـم دانای به هـرچیــز،

صـاد یعنی انا الصــادق الـوعــد مـنـــم راستگـــوی در وعــده خــویـــش،

بنا بر این هـریک از حروف بر صفـتـی از صفات خـدای عــزّوجــلّ دلالــت دارد،

از این رو است که امیرالمؤمنین ( صلوات الله وسلامه علیه) 

در دعا و درخواست خود از خـدای تعـالی می فرموده :

اسألک یا کهیعـص

« ای کـــافی ، ای هــادی ، ای ولی ، ای عــالـم ،

ای صادق الـوعــد ، از تو درخواست می نمایم ؛ »

 

سخن روز :

 

... به  جرأت می توان گفت ؛ که نفاق و مخفی کاری دولت اعتدال و لیبرال آقای روحانی در مذاکرات و توافقات هسته ای، زمینه نفوذ استکبار جهانی در کشور را  فراهم خواهد کرد ! و گر نه تا کنون کدام ملت دیده است که رهبــــــــر آن کشور اعلام کند که در مذاکرات هسته ای چیز محرمانه ای وجود ندارد و ملت باید از آن مطلع باشند و کلیات و جزئیات مذاکرات و توافقات یکجا باید منتشر شود ، اما در کمال ناباوری شاهد باشند که دولتش ، در هر سه مرحله توافق به ملت خود دروغ گفته و آنچه آمریکائیها از توافق ژنو ، لوزان و وین منتشر کره اند تمام آن در برجام و قطعنامه 2231 گنجانده شده و دولت روحانی علی رغم تکذیب های بی رمق ، اما آثار امضائش در پای آنها وجود دارد!     [ وزنه سیاسی ]

 


همه مشکلات مــــــا


ناشی از غیبت طولانی مولایمان


محبــوب دل هـا و منجی انســـان هـا


حضرت حجـة ابن الحســــن المهــــدی(عـــج) است


پس برای تعجیــــل در فـــرج مبارکشان زیـــاد دعا کنیم


برای سلامتی و خشنودی امـــام و مقتــــدا و مولایمان


 قائـم آل محمّـــــد (ص)


و برای تعجیل در فـــرج مبــــارکشان


دو رکعت نماز مخصوص و یکصد صلوات





موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید    ( 1043 )                                                                    

ســوره 18 : کهــف ( مـکّــی ـ115آیه دارد ـ جزء  پا نزدهم ـ صفحه 293 )

  ( قسمــت بیست و پنجــم )

وعـده ی دیــدار

 

   ( جزء شانزد هــم صفحــه 304 آیه 110 )

بسم الله الرحمن الرحیم 

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ

فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا


   ترجمــه لفظـــی آیــــه :

 

بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى ‏شود که خداى شما خدایى یگانه است

پس هر کس به لقــــــــــــاى پــــــــروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد

و هیــــــــــــــچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد


 نگاهی ادبی و عرفانی به آیــه :

 

عمل صالح آن است که ؛

نفس آدمی به آن عمل توجه نداشته ،

و از آن عمل ؛ ثواب و پاداش نخواهد ،

برخی نیز گفته اند :

عمــل صالـــح آن است که هرکس به دیدار خداونــد آرزو دارد ،

باید در دل ؛ اعتقــــــــاد کند که خداونـــد دیدنی است !

دیداری عیانی و رازی نهانی و مهری جاودانی !

پس هرکه دیدار طلبد ، او را میعــادی است ،

که روزی بـــــدان میعــــــــــاد رسد !

چون فرمــــــود :

هرکس امید لقاء پروردگارش دارد ؛

روزی به آن خواهــــد رسیــــــد ،

که ؛ بزرگ چیزی آرزو کرده ،

و عظیم امیدی داشته ،

و همت وی به جای بلندی رسیده ،

که دیدار خداونـــــد بپوسیده (خواسته) !

اگر این امیــــــــــــد نبودی ،

بهشت به این خوبی به چه ارزیــــــــدی ؟

و اگر این وعــده ی دیــــــــدار نبودی ؛

بنده را خدمت از دل کی خریدی ؟

هرکس را مرادی در پیش ، و او در پس !

عارف منتظـــــر است تا دیــــــــدار کی ؟

همه ی خلق بر زندگانی عاشقند ؛

و مرگ بر ایشان دشوار !

عارف عاشق به مـــــــــرگ می شتابد ،

به امیـــــــد دیــــــــدار !

که گفته اند :

چه باشد گر خوری یکسال تیمار

چو بینی دوست را یک روز دیدار

 

سخــن روز :

 

آقای روحانی رئیس جمهور ، در دفاع غیر حقوقی و افراطی از برجــــــام می گوید :

برجــــام  به معنای شکستن همه این زنجیرهاست و آنهایی که روی کلمات این توافق پر افتخار که در آینده در خصوص جزئیات آن سخن خواهم گفت، نظر دارند، بدانند که نخواهم گذاشت عده ای افراطی بخواهند به امید این ملت ضربه بزنند.

به آقای روحانی باید گفت:

اولاً  ؛ اگر شما به قول خودتان یک حقوقدان هستید و برجام را یک توافق پر افتخار می دانید، پس چرا بعنوان یک حقوقدانی که در انگلستان درس خوانده اید ، به دفاع از آن بر نمی خیزید تا زبان منتقدین کوتاه شود ؟!

ثانیــــاً ؛ شما خوب می دانید برجام یک توافق پر افتخار پوچ است که قابل دفاع جقوقی نیست! پس چرا وعده سخن گفتن را به آینده موکول می کنید؟!

ثالثــــاً ؛ برجام از اول مهر 94 باید عملیاتی شود، وعده دفاع در آینده دروغی بیش نخواهد! زیرا شما از روز اول ریاست جمهوری تان از ترس کدخد ا(آمریکا) توان هسته ای کشور را طی یک توافق نانوشته با خاویر سولانا تعطیل کردید!

و این دو سالی که برنامه شو مذاکرات هسته ای برگزار می کردید، تنها برای هدایت افکار عمومی بود ! و گرنه اجـــــراء برجـــــام ، نه تنها حاصلی برای کشور ندارد ، بلکه می تواند وحدت و امنیت ملی کشور را به مخاطره اندازد.

امام علی علیه السلام می فرمایند :

بِئْسَ الْقَرِینُ الْغَضَبُ یُبْدِی الْمَعَایِبَ وَ یُدْنِی الشَّرَّ وَ یُبَاعِدُ الْخَیْر

خشم همنشین بسیار بدی است ؛ عیب ها را آشکار ، بدی ها را نزدیک و خوبی ها را دور می کند.

                                                                                       (غررالحکم صفحه 302)

 [ وزنه سیاسی ]

 



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید  ( 1042 )                                                               

ســوره 18 : کهــف ( مـکّــی ـ115آیه دارد ـ جزء  پا نزدهم ـ صفحه 293 )


( قسمــت بیست و چهــارم )


عبـرت ذوالقـرنیــن


 

 

 ( جزء شانزد هــم صفحــه 302 آیه های 83 و 84 )

بسم الله الرحمن الرحیم 

وَیَسْأَلُونَکَ عَن ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَیْکُم مِّنْهُ ذِکْرًا

إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَیْنَاهُ مِن کُلِّ شَیْءٍ سَبَبًا

   ترجمــه لفظـــی آیــــه :

و از تو در باره ذوالقرنین مى ‏پرسند

بگو به زودى چیزى از او براى شما خواهم خواند

ما در زمین به او امکاناتى دادیم و از هر چیزى وسیله‏ اى بدو بخشیدیم

 نگاهی ادبی و عرفانی به آیــه : [بخش دوم]

در بعضِ آثار نقل کرده اند که ؛

ذوالقرنین پس از گشودن شهر ها در خاور و باختر ،

همچنان روی در شهر ها نهاد و همی گشت ،

و گروه گروه را دعوت همی کرد ،

تا به قومی رسید که همه هم رنگ و هم سان بودند ،

در سیرت و طریقت ؛ پسندیده ،

و در اخلاق و اعمال ؛ شایسته ،

بر یکدگر مهربان ، و کلمه ی ایشان یکسان ،

نه قاضی شان به کار بود ؛ و نه داور و داروغه ،

همه بر یکدگر مشفق چون پدر و برادر ،

نه یکی درویش و یک توانگر !

نه یکی شریف و دیگری وضیع !

بلکه همه یکسان بودند و برابر ،

در طبعشان جنگ نــــــــه !

در گفتارشان جفنگ (فحش و ناسزا) نــــــــــه !

در کردارشان ننگ (زشتی) نـــــــــــه !

در میانشان بدخوی و جلف و جفاکار نـــــــه !

و با یکدیگر شمشیر و نیزه و خدنگ نــــــــه !

عمر ها شان دراز ، و آرزو ها شان کوتاه ،

سرا ها شان را درب نبود !

بر درِ خانه ها گورها کنده بودند ،

تا پیوسته در آن نگرند ،

و سازِ رفتن سازند !

ذوالقرنین چون آنان را بدید ،

در کار ایشان حیران بماند ،

گفت ؛ ای مردم ؛ شما چه قومید ؟

که در شرق و غرب بگشتم ،

مانند شما قومی ندیدم !

و چون سیرت و اخلاق شما ،

هیچ سیرت و اخلاقی نپسندیدم !

مرا از حال و کار خویش با خبر کنید ،

و هرچه پرسم مرا کامل و درست جواب دهید ؛

آن گاه پرسیـــــد :

س : چرا نزدیک سرا های خویش ،گورها کنده اید ؟

ج : پیوسته مرگ را به یاد داریم ،

و چون ما را بازگشت آنجا خواهد بود دل بر آن سراها ننهیم !

س : چون است که سرا های شما را درب نیست ؟

و حجاب و قفل و بست نــــــــــه ؟

ج : چون میان ما جز امین و مؤمن نیست ،

و هیچ کس را از کس ترس و بیم نــــــــه !

س : چون است که میان شما امیر و قاضی نیست ؟

ج : از بهر آن که در طبع ما جنگ و ستم نیست ،

تا به پاسبان و امیر و قاضی نیاز داشته باشیم !

س : این موافقت شما به ظاهر ، و نزدیکیِ دلهای شما به باطن از کجا خواسته ؟

ج : کینه و حسد و خشم و دشمنی از دل بیرون کردیم ،

تا موافق یکدگر گشتیم ، و دوست یکدگر شدیم !

س : چون است که شما عمر های دراز دارید و دیگران نــــــــه ؟

ج : از آن که به حق کوشیم و حق گوئیم ، و از حق در نگذریم ،

و به عدل و راستی زندگانی کنیم !

س : چون است که شما را به روزگار ، آفت نرسد ،

چنان که بر دیگر مردم برسد ؟

ج : از این که هرچه پیش آید جز خدای را به پشتیبانی نگیریم !

ذوالقرنین گفت :

مرا از پدران و گذشتگان خویش خبر دهید ،

که آنها هم بر این سیرت زندگی کردند ؟

یا خود شما چنین سیرتی را برگزیدید ؟

گفتند : آری ، پدران خود را چنین یافتیم ،

و آنان را بر این سیرت دیدیم

که پیوسته فقیران و درویشان را بنواختندی ،

و خستگان را تیمار داشتندی ،

و عاجزان را دست گرفتندی ،

و جانیان را عفو کردندی ،

و پاداش بدی را نیکی دادندی ،

و امانت ها را صحیح گزارندی ،

و رَحِم را پوستندی ،

و نماز خویش به وقت گزارندی ،

و به وفا و عهد ها باز آمدندی ،

تا خداوند آنها را به صلاح و سداد بداشت ،

و با نام نیکو از دنیا برد ،

و ما را به جای ایشان نشاند !


 

 

برخی از مفسران و دانشمندان ، ذوالقرنین را با کورش کبیر پادشاه هخامنشی یکی می دانند ، از جمله ابواالکلام آزاد دانشمند بزرگ هند ،

ابوالکلام آزاد در سال 1888 میلادی، در خانواده ای فارسی خراسانی(هرات) به نام «فیروز بخت» در شهر مکه به دنیا آمد و پدرش مولوی خیر الدین از علمای بزرگ خراسان ، در سال 1898 به دعوت علمای هند به همراه خانواده  به هندوستان کوچ کرد. مادر ابوکلام دختر شیخ محمد ظاهر وطری، از علمای بزرگ هند مقیم مدینه بود. ابو الکلام بعد از بازگشت از مکه ، در حالیکه دهیازده ساله بود به همراه پدرش در شهر کلکته ساکن (باشنده) گردید.

یکی از معروفترین آثار او برای ایرانیان تفسیر او از ذوالقرنین است که برای اولین بار ثابت کرد ذو القرنین همان کوروش کبیر است. دکتر عبدالمنعم النمر بالاترین مقام دینی (وزیر اوقاف و امور دینی مصر) و بزرگترین چهره اسلام شناس معاصر در مصر که در مجله العرب شماره 184 پس از بیان دلایل ابوکلام آزاد و دلایل مفسرین قبلی نتیجه می گیرد که ابوکلام در مورد کوروش کبیر و ذوالقرنین استدلال های منطقی ارایه کرده است. مقاله النمر  مورد توجه جهان عرب قرار گرفت و بارها چاپ و نقد شد.

علامه طباطبایی در تفسیر قران خود از نظر ابوکلام آزاد در مورد ذوالقرنین یاد کرده است.

 



موضوع :


   1   2   3   4   5      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز


* *