سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 1160147
  • بازدید امروز: 288
  • بازدید دیروز: 550
  • تعداد کل پست ها: 1237
  • ****

نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید   ( 1107 )                                                                       

ســوره 21 : انبیاء ( مـکّــی ـ 112 آیه دارد ـ جزء  هفـدهـم ـ صفحه 322 )


( قسمــت پانزدهم )


 بریـد وصــال


 

 ( جزء هفدهــم صفحــه 326 آیه 47 )

بسم الله الرحمن الرحیم 

وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا

وَ إِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَ کَفَى بِنَا حَاسِبِینَ


   ترجمــه لفظــی آیــــه شریفـه :

 

و ترازوهاى داد را در روز رستاخیز مى نهیم پس هیچ کس [در] چیزى ستم نمى ‏بیند

و اگر [عمل] هموزن دانه خردلى باشد آن را مى ‏آوریم و

کافى است که ما حسابرس باشیم

میلاد امام حسن ابن علیٍ العسکریّ مبارک


 نگاهی ادبی و عرفانی به آیه شریفه :


حکم خداوند در قیامت به میزان عدل است ،

که حکم بر آن چه خواهد کند ،

و بر آن چه خواسته حکم کرده ،

و آن حکم چنین است که ؛

بنده ای که عمل اهل بهشت انجام داد ؛

خداوند او را از اهل دوزخ به شمار آورد !

و بنده ای دیگر که کار اهل دوزخ کرد ؛

خداوند او را به بهشت فرستاد !

از این گونه حکم ها سابقه ای رانده !

چنان که خود دانسته ؛

و عاقبتی نهاده ، چنان که خود خواسته !

قومی شب و روز در ریاضت و مجاهدت گذاشته ؛

و در گوش آنان خوانده که ؛

درخواست شما ردّ ، و راه شما سدّ میشود !

قومی دیگر در بتکده معتکف گشته ،

و لات و هُبَل را مسجود خود قرار داده ؛

ندای عزّت پیاپی آمده که ؛

من برای شما هستم بخواهید یا نخواهید !

و شما از برای من هستید بخواهید یا نخواهید !

پس ای جوانمــرد ؛

اگر مددی از غیب به نام تو فرستاده اند ؛

و نظری از نظرهای لطف به تو رسیده ؛

به یقین بدان که آن مدد ؛

به هیچ علّت فرو نیاید ؛

و آن نظر در هیچ سبب نیامیزد !

نظر عزّت چون درآمد ؛

به یک لحظه گبری صاحب صدری کند !

و از رهزنی راهبری سازد !

پس بدان که آدمیان دو گروهند :

مؤمنان و کافران ،

فردای قیامت که عالمیان را حشر کنند ؛

کافران را یکسر به دوزخ برند ،

و کارهاشان را در ترازو نهند ،

که کارهای آنان پراکنده ؛

و چون غبار ، در هواست ؛

و هیچ گاه زیر وزن نیاید !

ولی مؤمنان ؛ چه مطیع و چه عاصی ،

چون کارهاشان را بر ترازو نهند ؛

قومی از آنها را حسنات بر سیّئات افزون ؛

و قومی دیگر سیّئات بر حسنات فزونی گیرد !

که گروه نخست را به بهشت برند ،

و گروه دوم را به دوزخ فرستند !

چه ؛ که در رستاخیز ،

ملاکِ کیفر و پاداش بندگان ؛ ترازو است ،

که فرمود : اَلوَزنُ یَومَئِذٍ الحَقُّ

و گروه سوم ، قومی که ؛

خوبی ها و بدی هایشان در ترازو برابر آید ،

از ایشان آن کس که در دنیا برادری داشته ؛

که هم صحبت او بوده و با هم در دین موافقت داشته اند ؛

خداوند آن برادر را برگمارد ؛

که از حسنات خود چیزی به او بخشد ،

چندان که خوبی ها بر بدی ها بچربد !

و به این سبب او را به بهشت رساند !

در میان آن گروه اگر کسی باشد که ؛

وقتی در نیمه های شب بیدار شده ؛

درود بر محمد مصطفی(ص) فرستاده ،

چنان که جز خدای تعالی هیچ کس آن را ندانست !

و از آن خلوت وی آگاه نبود ،

خداوند آن درود را در خزینه ی غیب ؛

به ودیعت نهاده تا روز رستاخیز ؛

آن ساعت که صاحبش نیاز به آن دارد ؛

از خزینه به درآید !

و کپّه ی حسنات برتر شود !

آن گاه خداوند فرماید :

ای بنده ی من ؛ امانت تو نزد من ودیعت بود ،

به وقت نیاز آن را به تو رسانیدم ،

پس سالم و خشنود به بهشت در آی !

لیکن در میان آنان کسی باشد که ؛

نه آن برادر را دارد و نه آن ودیعت را !

او را در مقام سیاست و هیبت رستاخیز بدارند ،

تا ترس و بیم او به غایت رسد ،

و آن لختی کفّاره ی گناهان او شود ،

و در نتیجه ؛ کپّه ی سیّئات او سبک گردد !

که در اینصورت کپه ی حسنات سنگین تر نماید !

پس فرمان ربّ عزت رسد که ؛

ای بنده ؛ در بهشت شو !

که خوبی های تو بر بدی های تو فزونی یافت !

و به حکم ازلی و عنایت سرمدی ؛

کار ناسره ی تو ؛ سره شد !

آن گاه این بنده ی بخشوده به زبان حال گوید :

من دانستم که آرزو برید وصال است ،

و در زیر ابر جود و عفو ؛ نومیدی محــــــال !

من خوب دانستم که ؛

خدای مهربان ؛ چنان بردبار است که ،

لطف و مهربانیِ او ؛ به گناهکاران بی شمار است !



موضوع :



صـراط مستقیـم


 

 

 این است راه راست


 



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید    ( 1105 )                                                                        

ســوره 21 : انبیاء ( مـکّــی ـ 112 آیه دارد ـ جزء  هفـدهـم ـ صفحه 322 )


( قسمــت سیـزدهم )


شتـابِ پسنـدیــده

 

 ( جزء هفدهــم صفحــه 325 آیه 37 )

بسم الله الرحمن الرحیم 

خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیکُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ


   ترجمــه لفظــی آیــــه شریفـه :

 

انسان از شتاب آفریده شده است به زودى آیاتم را به شما نشان مى ‏دهم

پس [عذاب را] به شتاب از من مخواهید


 

 نگاهی ادبی و عرفانی به آیه شریفه :

آدمی از عجله آفریده شده !

فرق است میان عجله و سرعت در کارها

عجله ؛ شتابی است ناپسندیده و نکوهیده ؛

و از آن نهی شده ( که عجله نکنید )

ولی سرعت ؛ شتابی است پسندیده و ستوده ؛

و بدان امر آمده ( که مسارعت کنید بسوی آمرزش گناهان از خداوند )

عجله ؛ شتاب در کاری است نه به وقت خویش !

و مسارعت ؛ شتافتن به کاری است در اول وقت خویش !

عجله ؛ نتیجه ی وسواس شیطان است ؛

و مسارعت ؛ قضیه ی توفیق و تعظیم فرمان حقّ است !

از عجله ، پشیمانی و شوردلی به دست آید ؛

و از مسارعت ؛ آرامش و پیوند جان و دل پدید آید !

خداوند بر دل مؤمنان آرامش فرستد ؛

تا او را نادریافته بشناسند ،

و نادیده دوست دارند ،

و از کار خود به کار او پرداخته ،

و از یاد خویش به یاد او آمده ،

و از مهــر خویش به مهر وی شده ،

که ؛ همه ی یاد ها جز یاد او همه سهــو است ،

و همه ی مراد ها جز مراد او همه لغــو !

 

نگاهی به تفسیر آیه شریفه از منظر دیگران :

گرچه مفسران در تفسیر کلمه ((انسان )) و ((عجل )) در اینجا بیانات گوناگونى دارند ولى پیدا است که منظور از انسان در اینجا نوع انسان است (البته انسانهاى تربیت نایافته و خارج از قلمرو رهبرى رهبران الهى).

و منظور از ((عجل )) شتاب و شتابزدگى است ، همانگونه که آیات بعد نیز شاهد گویاى این مطلب است ، و در جاى دیگر قرآن مى خوانیم : (( و کان الانسان عجولا ؛  انسان، عجول است )) (اسراء – 11).

در حقیقت تعبیر ((خلق الانسان من عجل )) یک نوع تاکید است ، یعنى آنچنان انسان عجول است که گوئى از ((عجله )) آفریده شده ، و تار و پود وجودش از آن تشکیل یافته !

و به راستى بسیارى از مردم عادى چنین اند هم در خیر عجولند و هم در شر ، حتى وقتى به آنها گفته مى شود اگر آلوده کفر و گناه شوید ، عذاب الهى دامنتان را مى گیرد ؛ مى گویند پسچرا این عذاب زودتر نمى آید ؟!

و در پایان آیه اضافه مى کند: ((عجله نکنید من آیات خود را به زودى به شما نشان مى دهم . (ساوریکم آیاتى فلا تستعجلون)

تعبیر ((  آیاتى )) در اینجا ممکن است اشاره به آیات و نشانه هاى عذاب و بلاها و مجازاتهائى باشد که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّ ( مخالفان را با آن تهدید مى کرد و این سبک مغزان کرارا مى گفتند: پس ‍ چه شداین بلاهائى که ما را با آن مى ترسانى .

قرآن مى گوید عجله نکنید، چیزى نمى گذرد که دامانتان را خواهد گرفت.

و نیز ممکن است اشاره به معجزاتى که دلیل بر صدق پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) است بوده باشد ؛ یعنى اگر کمى صبر کنید : معجزات کافى به شما ارائه داده خواهد شد.

[ برگرفته از تفسیر نمونه ]



موضوع :


 نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید    ( 1104 )                                                                       

ســوره 21 : انبیاء ( مـکّــی ـ 112 آیه دارد ـ جزء  هفـدهـم ـ صفحه 322 )


( قسمــت دوازدهم )


گذرگاهِ زائران حقّ


 

 ( جزء هفدهــم صفحــه 324 آیه 34 )

بسم الله الرحمن الرحیم 

وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِکَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ


   ترجمــه لفظــی آیــــه شریفـه :

و پیش از تو براى هیچ بشرى جاودانگى [در دنیا] قرار ندادیم

آیا اگر تو از دنیا بروى آنان جاویدانند


 نگاهی ادبی و عرفانی به آیه شریفه :

 

کسی که در دل خود نقطه ی صدق پیدا کرد ؛

حقیقتِ عشقِ به مرگ از جان او سر زند ؛

زیرا که وعده ی ملاقات ، آنجا است ؛

آن چه جائی بُوَد که وعده ی ملاقات فراموش کند ؟

یا چه دلی باشد که جز به مشاهده ی حق ، راحت نتواند بود ؟

 

و بزرگان دین گفته اند :

برای مؤمن بدون لقاء حقّ ، راحتی نخواهد بود !

روایت کرده اند ؛

روزی که جبرئیل آخرین سوره ی قرآن را (سوره نصر) ،

برای رسول الله(ص) آورد ؛

حضرت به جبرئیل گفت :

ما را از قهـر مرگ خبر داده اند ؛

و هنگام رفتن نزدیک شده ،

و آفتاب عمر به سر دیوار رسیده ،

جبرئیل گفت :

ای رسول خدا ؛ آخرت بهتر از دنیا است ،

و خداوند آن چه را که خواهی به تو می دهد تا خشنود باشی !

 

و شگفت آن که رسول الله(ص) ؛

روز دوشنبه به دنیا آمد

و روز دوشنبه به رسالت مبعوث شد ،

و روز دوشنبه از دنیا رفت !!!


 

پس بدان ای جوانمرد که ؛

هیچ دولتی عزیز تر از مرگ نیست ،

دین داران را در دروازه ی مرگ ؛ تاج کبریا بر سر نهند ،

و برخورداران شریعت به دروازه ی مرگ ، توقیع و فرمان دولت دریابند !

زیرا مرگ ؛ حرم لا اله الا الله است ،

مرگ ؛ آستانه ی دارُالمُکِ قیامت است ،

مرگ ؛ گذرگاهِ زائران حقّ است ،

مرگ ؛ مرکز عزّتِ عارفان ،

و طلیعه ی عنایتِ ازل ،

و مقدمه ی رعایتِ ابد است .

در دوعالَم هیچ کس را آن راحتی نیست که ؛

موحّد در لحد با احد است .

هرکس زندگیش پیوسته با خدای ، خوش باشد ،

هنگام مرگ از یک زندگیِ طبیعی ؛

به یک زندگیِ حقیقی و اصلی متصل می شود ؛

که در حقیقت همانا زندگیِ پاک و حقیقی ،

زندگیِ پس از مرگ است .



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید    ( 1102 )                                                                        

ســوره 21 : انبیاء ( مـکّــی ـ 112 آیه دارد ـ جزء  هفـدهـم ـ صفحه 322 )


( قسمــت دهم )


سرچشمه ‏ى حیات


 

 ( جزء هفدهــم صفحــه 323 آیه 30 )

بسم الله الرحمن الرحیم 

أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَکَانَتَا رَتْقًا

فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍحَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ


   ترجمــه لفظــی آیــــه شریفـه :

 

آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند

و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده ‏اى را از آب پدید آوردیم

آیا [باز هم] ایمان نمى ‏آورند


 نگاهی ادبی و عرفانی به آیه شریفه :

 

این آیت تا آخر اشارت است به کمال قدرت و بیان حکمت او ؛

چون به قدرت نگری ؛ همه ی معدومات رنگِ وجود گیرد ؛

و چون به عزّت نگری همه موجودات رنگِ عدم گیرد ؛

زینهار تا گمان نبری که خداوند هرچه بدانست بگفت ؛

و هرچه توانست بکرد ! و هرچه داشت بداد !

نه ؛ موجودات و مخلوقات ؛

نمودِ کاری است از قدرتِ او !

وحی ها ، الهام ها ، پیغام ها ،

همه ذرّه ای است از علم او ؛

چنان که حکمی چند از علمِ خود به خلق فرستاد و علم به تَه نرسید !

همچنین کلوخی چند بهم باز نهاد و قدرت او به پایان نرسید !

اگر هزاران آسمان و عرش و کرسی و زمین و کرات دیگر بیافرید و بیافریند ؛

هنوز ذرّه ای از قدرت او پیدا نکرده و کاسته نشده ؛

آن قدرت ؛ کم شدنی و کاستنی نیست ،

قدرت خلق است که متناهی و پایان پذیر است ؛

وگرنه قدرت حق تعالی ؛ متعالی و نامتناهی و پایان ناپذیر است .

بزرگان دین گفته اند :

آن چه در عقل ، محال است ؛

خداوند بر آن قادر بر کمال است .

او در قدرت ، بی احتیال ،

در قیمومیت ؛ بی گشتنِ حال ،

و در صفات ؛ جاویدِ متعال است .


 

تفسیر آیه شریفه از منظر تفسیر نمونه :


در این که منظور از (( رتق )) و (( فتق )) (پیوستگى و جدائى ) که در اینجا در مورد آسمانها و زمین گفته شده است چیست ؟

مفسران سخنان بسیار گفته اند که از میان آنها سه تفسیر ، نزدیک تر به نظر مى رسد و چنانکه خواهیم گفت هر سه تفسیر ممکن است در مفهوم آیه جمع باشد.

1 ـ ‌به هم پیوستگى آسمان و زمین اشاره به آغاز خلقت است که طبق نظرات دانشمندان ، مجموعه این جهان به صورت توده واحد عظیمى از بخار سوزان بود که بر اثر انفجارات درونى و حرکت ،تدریجا تجزیه شد و کواکب و ستاره ها از جمله منظومه شمسى و کره زمین به وجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است .
2 ـ  منظور از پیوستگى ،یکنواخت بودن مواد جهان است به طورى که همه در هم فرو رفته بود و به صورت ماده واحدى خود نمائى مى کرد، اما با گذشت زمان ، مواد از هم جدا شدند، و ترکیبات جدیدى پیدا کردند، و انواع مختلف گیاهان و حیوانات و موجودات دیگر ، در آسمان و زمین ظاهر شدند، موجوداتى که هر یک نظام مخصوص و آثار و خواص ویژه اى دارد، و هر کدام نشانه اى است از عظمت پروردگار و علم و قدرت بى پایانش.

3 ـ  منظور از به هم پیوستگى آسمان این است که در آغاز بارانى نمى بارید و به هم پیوستگى زمین این است که در آن زمان گیاهى نمى روئید، اماخدا این هر دو را گشود، از آسمان باران نازل کرد و از زمین انواع گیاهان را رویانید. روایات متعددى از طرق اهل بیت (علیهم السلام ) به معنى اخیر اشاره مى کند، و بعضى از آنها اشاره اى به تفسیر اول دارد. بدون شک ، تفسیر اخیر چیزى است که با چشم قابل رؤ یت است که چگونه از آسمان باران نازل مى شود، و زمینها شکافته مى شوند و گیاهان مى رویند، و با جمله ((او لم یر الذین کفروا)) (آیا کسانى که کافر شدند ندیدند…) کاملا سازگار است ، و با جمله )) و جعلنا من الماء کل شى ء حى )) نیز هماهنگى کامل دارد.

ولى تفسیر اول و دوم نیز با معنى وسیع این جمله ها، مخالف نیست ، چرا که رؤ یت گاهى به معنى علم مى آید، درست است که این علم و آگاهى براى همه نیست تنها دانشمندانند که مى توانند در باره گذشته زمین و آسمان و به هم پیوستگى آنها و سپس جدائیشان آگاهی هائى پیدا کنند، ولى می دانیم قرآن کتاب یک قرن و یک عصر نیست ، بلکه راهنما و راهگشاى انسانها در تمامى قرون و اعصار است . به همین دلیل آنچنان محتواى عمیقى دارد که براى هر گروه و هر عصر ،  قابل استفاده است ، روى این حساب ما معتقدیم ، هیچ مانعى ندارد که آیه فوق داراى هر سه تفسیر باشد که هر کدام در جاى خود ، صحیح و کامل است ، و بارها گفته ایم استعمال لفظ در بیش از یک معنى نه تنها ایراد ندارد بلکه گاهى دلیل کمال فصاحت است ، و اینکه در روایات مى خوانیم : ((قرآن داراى بطون مختلفى است )) نیز ممکن است اشاره به همین معنى باشد.

 

پیام های آیه شریفه از منظر تفسیر نور :

1 ـ مشاهده‏ ى طبیعت با هدف ، کلید کسب ایمان است. « اولم یر ... افلا یؤمنون » 


2 ـ‌ جهان طبیعت دوران‏هاى مختلفى داشته است. « کانتا رتقا ففتقناهما »

3 ـ  در جمود و بسته بودن ، خیرى نیست ، باز شدن سرچشمه ‏ى حیات است. « رتقا ففتقناهما » 


4 ـ  سرچشمه ‏ى همه موجودات زنده ، از آب است. « و جعلنا من الماء کل شى‏ء حى »


 



موضوع :


   1   2   3      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز


* *