سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 1127703
  • بازدید امروز: 133
  • بازدید دیروز: 526
  • تعداد کل پست ها: 1224
  • ****

نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید (643 )   

ســوره 5 : مـــائـده ( مدنی ـ 120 آیه دارد ـ جزء ششم ـ صفحه 106)


  ( قسمــت نــوزدهـــم )


مـراحــل ایمـــان

 

( جزء هفتــم صفحه 122 ـ آیه   83   )


بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

وَ إِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ  تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ

مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ  رَبَّنَـــــا آمَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ 

 

تفسیر لفظی :

 

و چون آن چه را به سوى این پیامبر نازل شده بشنوند مى‏ بینى بر اثر آن حقیقتى که شناخته‏ اند

اشک از چشم هایشان سرازیر مى‏شود مى‏ گویند : پروردگارا ؛ ما ایمان آورده ‏ایم

پس [نام] ما را در زمره گواهان بنویس

 

 

تفسیر ادبی و عرفانی :

 

این آیت اشارت است به این که :

ایمـــــان شنیدنی است و دیدنی و شناختنی و گفتنی و عمل کردنی ،

سَمِعُــــــــوا ؛ دلیل بر شنیـدنی ،

تَــــــــری ؛ دلیــــل بر دیـــــدنی ،

یَقُولُـــــونَ ؛ دلیـــل بر گفتنــــی ،

ذلِکَ جَزاءُ ؛ دلیل بر عمل کردنی ،

ابتدا به سمـــاع از آن جهت است که بنده در آغاز چون حقّ بشنود او را خوش آید ،

و در پذیرد ، و به کار بندد ، که گفته اند :

پنج چیز نشانه ی معرفت است :

گــریـــــه بر جفــــــا ،

دعــــا بــر عطــــــــا ،

بخشش بر خطـــــا ،

رضــــا به قضــــــــا ،

امیــــد به لقـــــــــــا ،

و هرکس که این پنج خصلت در او نباشد در دعوی خود صـــــادق نیست !

و در شمار عارفان نه ! و در میان جوان مردان  و دین داران  او را نـــوائی نیست !

که گفته اند : معرفت دو قسم  است :

معـــرفـــــت عــــام  و معرفت خـــاص

معـــرفـــت عــــام ، سمـعـــی است ،

و معرفـــت خــــاص ، عیـــانی است ،

معرفت عــــام ، از عیـــن جـود است ،

و معرفت خــــاص ، محض مـوجـــود ،

معرفت عــــام را گفت : وَ اِذا سَمِعُوا ،

و معرفت خاص  را گفت : یُریکُم آیاتِهِ ،

اول آیه ، شـــریعت را مــــــدح است ،

و سپـــس حقیقـــت را بیــــــــان !




موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 642 )   

ســوره 5 : مـــائـده  ( مدنی  ـ  120  آیه دارد  ـ جزء ششم  ـ  صفحه 106)


  ( قسمــت هیجــدهـــم )

 

بصیـــرت آخــرالـزّمــــانی


نــور بصیـــرت

 

   

( جزء  ششــم  صفحه  121  ـ آیات 77    و 78  ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

77 ـ قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ  وَ لاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ

قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَ أَضَلُّواْ  کَثِیرًا وَ ضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِیلِ


تفسیر لفظی :

 

بگو اى اهل کتاب در دین خود بناحق گزافه‏ گویى نکنید

و از پى هوس هـــــــاى گروهى که پیش از این گمـــــــــــراه گشتند

و بسیارى [از مردم] را گمراه کردند و [خود] از راه راست منحرف شدند نروید


 

تفسیر ادبی و عرفانی :

غلوّ در دین آن است که بر آن چیزی بیفزایند ، و یا چیزی از آن بکاهند ، نه آن و نه این ، نه افـــــراط و نه تفریـــــــط ، چنان که هم در افراط و هم در تفریط شیطان ظفر یابد .

جاده ی راست راه میــــانـــه است ، راه میانه به سوی حــــــقّ می شود ،

راه میانه از تعطیل پاک است و از تشبیه دور ، تشبیه راه کفـــر است ،

راه میانه آن است که گوئی : از صفات خدا نام دانیم لیکن چونی ندانیم ، کوشیم که یابیم نتوانیم ، وگر به عقل گِرد آن گردیم از سنت درمانیم ، هرچه خدا و رسول گفت در پیِ آنیم ، فهم خود را گم کردیم و صواب دید خویش را معزول نمودیم ، و به اذعان به جهل گردن نهادیم ، و به سمع قبول پذیرفتیم ، راه تسلیم سپردیم ، و به زبان تضرّع گفتیم :

خدایا ؛ ما به تو ایمان آوردیم ، و فرستاده ی تو را پیروی کردیم ، پس ما را با گواه دهندگان بشمار .

 

 

... وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ ...

برحَذَر باشید از آن قوم که بر هوای دل خواست خویشند ،

که ایشان را نه نــــــور بصیـــــرت  است ، نه چــــراغ معــرفــــت ،

نه اعتقــــاد بر بصیـــــرت ، نه سخن بر بَیِّنَت ،

خدا ایشان را داور ، دشمن ایشان را پیغمبر ، جایگاه آنان سَقَر ،

رأی شیطان رأی ایشان ، و دوزخ سرای ایشان است .

 

[ و اینک که در عصر غیبت به سر می بریم و منتظر ظهور آقا و مولایمان مهدی (عج) هستیم ، باید بصیرت آخر الزمانی داشته باشیم ، این بصیرت ایجاب می کند که دشمن و توطئه های او را بشناسیم و به موقع و حساب شده موضع گیری کنیم ، و حرفی و عملی که باعث شادی دشمن شود و دوست را برنجاند از ما سر نزند ، و گوش به فرمان رهبر معظم و همیشه در صحنه باشیم ، و منتظر تأیید دشمن نباشیم ، و دشمن را به خوبی شناخته او را خاری در چشم و استخوانی در گلو و مشتی بر دهان یاوه گو و گلوله ای بر قلب باشیم ، و سخن مولایمان سید الشهداء علیه السلام را که هیهـــــات منّـــــــا الــــذّلّـــــه است سرلوحه ی زندگی مان قرار دهیم . ]

 

78 ـ لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ

وَ عِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَلِکَ بِمَا عَصَوا وَّ کَانُواْ یَعْتَدُونَ

از میان فرزندان اسرائیل آنان که کفر ورزیدند به زبان داوود و عیسى بن مریم

مورد لعنت قرار گرفتند این [کیفر] به خاطر آن بود که عصیان ورزیده

و [ازفرمان خدا] تجاوز مى‏ کردند


کافران را به زبان پیغمبران لعنت یاد کرد ، و مؤمنان را بی واسطه ی پیغمبران به رحمت و ثنــاء خود یاد فرمود ، که او خود بر مؤمنان درورد می فرستد ، وگرنه ، عتاب و قهر بودی ، و سیاست و جنگ کردی ، چون آن چه خود گوید ، همه خوش بُــوَد ، همه فضل و شرف بُوَد ، و زبان حال مؤمنان این است :


ار دستت از آتـــش بُــــوَد

مــا را ز گُل مفــرش بُــوَد

هرچه از تو آید خوش بُوَد

خواهی شفا خواهی اَلَم



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 641 )   

ســوره 5 : مـــائـده ( مدنی ـ 120 آیه دارد ـ جزء ششم ـ صفحه 106)


 ( قسمــت هفــدهـــم )


مَرکـبِ مِهـــــر


 

 

( جزء ششــم صفحه 120 ـ آیات 72   و 76 )

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

72 ـ لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ وَ قَالَ الْمَسِیحُ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اعْبُدُواْ اللّهَ

رَبِّی وَ رَبَّکُمْ إِنَّهُ مَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْوَاهُ النَّارُ وَ مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ

 

تفسیر لفظی :

کسانى که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است قطعا کافر شده‏ اند وحال آنکه مسیح مى‏ گفت:

اى فرزندان اسرائیل پروردگار من و پروردگار خودتان را بپرستید که هر کس به خدا شرک آورد

قطعا خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و براى ستمکاران یاورانى نیست

 

تفسیر ادبی و عرفانی :

آنان که دیده ی تمیز (تشخیص) نداشتند و میان ربوبیّت و عبودیّت فرق نگذاشتند ، و لاهوت (1) را به ناسوت (2) فرود آوردند ، و جلال قِدَم (3) را با ضعف عَدَم برابر دانستند ، و این معنا ندانستند که عیسی نا بوده ی دِیروز ، بیچاره ی امروز ، نا یافته ی فردا ، جوان دِیروز ، کُهل (4) امروز و پیــــر فردا و مرده ی پس فردا ! چگونه با خدای بی همتــــا و معبود یکتـــــا برابر باشد ؟

هرگز بنده کَی مانَد به کردگار ؟ و آفریده بــــه آفریدگار ؟ عیسی نبوده و پس بوده ، محتاج طعامی و شرابی و خوابی و قضاء حاجتی گشته ، با این عیب و عار چگونه توان گفت که او خـــــــدا گشته ؟

----------------------------------------------

1 ـ لاهوت : خدائی

2 ـ ناسوت : از ناس گرفته شده ، مادی

3 ـ قِــدَم : قدیمی ، دارای سابقه ، ضد حدوث (ایجاد شده)

4 ـ کُهل : مردی که سنش بین سی تا پنجاه باشد


76 ـ قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

بگو آیا غیر از خدا چیزى را که اختیار زیان و سود شما را ندارد مى‏ پرستید

و حال آنکه خداوند شنواى داناست

آیا کسی را می پرستید که نه در دست او دفـــع ضـــرر  و نه در توان او جلب منفعت ؟

نه کسی را سود تواند نه از کسی گـــزنــــد باز دارد ؟ این چنین کس خدائی را چون شاید ؟

خدا او است که خالق همه او است ، سود و زیان ، بند و گشاد ، نیک و بد ، امر و نهی ،

همه در توان او است ، و نافذ در همه ی آن ها مشیّت او است ، روان بر همه امر او است ،

بودِ همه به اراده و علم او است .

خوشا به حال کسی که از درِ توحید و تصدیق درآید ،

که وی را از سه شربت یکی دهند :

یا شربتی دهند که دل به معرفت زنده شود ،

یا زهری دهند که نفس اَمّاره به آن کشته شود ،

یا شرابی دهند که جان از وجود مست و سرگشته شود ،

پس تو هم خدمت صافی دار تا بهره بری ،

و حرمت ساقی دار تا بر مَرکبِ مِهـــــر نشینی تا به حضـــــــــور رسی !



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 640 )  

ســوره 5 : مـــائـده  ( مدنی  ـ  120  آیه دارد  ـ جزء ششم  ـ  صفحه 106)


    ( قسمــت شانزدهـــم )


اکمـال رسالــت


     

( جزء ششــم صفحه   119 ـ آیه 67   ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ

 

تفسیر لفظی :

اى پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ کن

و اگر نکنى پیامش را نرسانده ‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏ دارد

آرى خدا گروه کافران را هدایت نمى‏ کند


تفسیر ادبی و عرفانی :

 

            این آیت در حالی بر قلب نازنین پیامبر(ص) نازل شد که از حجة الوداع باز می گشت ، سواره بود و در فکـر امت بعـد از وفات خود ،  در آن موقع جبـرئیل با چهره روحانی فـرود آمدی نه به صورت بشــر ، و این آیه را به وی ابـلاغ کرد:


 ای فـرستاده خـــدا ؛

 

آنچه ازسوی خـداونــد به تو نازل شد  (انتصاب حضرت عـلـی (ع) به مقام ولایت و جانشینی خود به مردم ابلاغ کن ، که اگر چنین نکـنـی ، همچنان است که هیچ از پیام های وی نرسانده باشی ، و خداوند تو را از (بدی و آزار) مردم نگاه میدارد و خــداونــد کافـــران را هــدایت نمی کند.


(این پیام اهمیت ولایت امیرالمؤمنین (ع) را بیان میدارد)

 

این نـدای خـداونـــد که بنام رسالــت است  شــریف تـــر است از دیگـــر نـداها است ، چون درجه رسالت بالاتر از درجه نبــوت است، زیرا  هـر رسـولی نبی هـم هـسـت ، لکن هـر نبی ای رســول نباشد!

این نـدا میگوید :

 ای محمّـد ؛ آنچه را بتو ابلاغ کردیم به خلق برسان و هیچ وا مگـیـــر ، لیکن حقیقت رسالت و اســـرار محبــــت نه بر اندازه طاقت ایشان است که آن مشرب خاص تو است ، ما آنچه باید به دل تو رسانیم خود رسانیم،

این بود که در آن موقع جبرئیل با چهره روحانی فـرود آمدی نه به صورت بشر ، که همی به دل پیوستی و راز و ناز با دل او بگفتی ! چنان که فرمود :

روح الامین به قلب محمّد (ص) نازل شد ، تو گوئی آن حضرت در آن حالات ، همه دل بودی ، و آن دل همه سر بودی ، و آن سر همه وحی بودی ، و کس را بر آن اطلاع نبودی ، و چنان که بود خداوند او را به کس ننمود .


ای ماه برآمدی و تابان گشتی


گرد فلک خویش خرامان گشتی


چون دانستی برابر جان گشتی


ناگاه فرو شدی و پنهان گشتی

 

این آیت صراحتــاً تکمیل امر رسالت و اکمال دین را به معرفی علی ابن ابیطالب علیه السلام بعنوان جانشین و ولی امر مسلمین دانسته است ، و پیامبر (ص) که از ابلاغ این امر به دلایلی از جمله نپذیرفتن عده ای و ایجاد اختلاف بین مسلمانان نگران بودند در انجام آن تأخیر می انداختند تا این که پس از سه مرتبه هبوط و صعود جبرئیل ، فرمان را به مسلمانان ابلاغ فرمودند .

 

امروزه برخی از مدعیان روشنفکریِ دینی موضوع مهم ولایت و امامت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه را در حدّ مسأله ای تاریخی می دانند، و بحث وگفتگو در باره آن را سبب اختلاف بین مسلمانان قلمداد میکنند! و همواره روی سخن آنان با شیعه است که از مواضع اصولی و برحق خود دست بردارند و به جمع سایر فِرَق بپیوندند! و صراحتاً از فرقه های دیگر جانبداری می نمایند!

این گونه افراد معمولاً کسانی هستند که پیامبری پیامبر(ص) را در ارتباط با جهان غیب و عالم اعلی نمی دانند! و تمامی مسائل مذهب را با عینک مادی دیده و توجیه مادی و زمینی می نمایند! و اصلاً به جنبه های غیبی و ماوراء مادی مسئله اعتقادی ندارند! و از این جهت است که هرگز چنین فکر نمی کنند که اگر براستی خیرخواه اسلام و مسلمین هستند با پذیرش حقیقت ، بر محور حــق چرخیده وحدت را بر اساس اعتراف به حق ایجاد کنند، زیرا توجه به معنی و جایگاه امامت ، که در آیات متعددی از قرآن مجید به آن تأکید شده است ، نشانگر اعتقادی بودن این اصل است .

امامت مقامی است که لازمه آن عصمت بوده و نصب آن فقط بوسیله خداوند تحقق می پذیرد. و در حدیث مشهور ثقلین ، امام به ضمیمه قرآن جانشین پیامبر(ص) معرفی شده است :

« اِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثَقَلَینِ کِتابَ اللهِ وَ عِترَتی اَهلِ بَیتِی اُنظُرُوا کَیفَ تَخلِفُونِی فِیهِما»

از این روی امام ، نایب و جانشین پیامبر(ص) در تمامی ابعاد و شؤن می باشد به جز یک شأن (نبوت تشریعی) که پیامبر(ص) مکرر فرموده اند :  

« یا علی اَنتَ مِنِّی بِمَنزِلَةِ هارُونَ مِن مُوسی اِلاّ اَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعدِی »


و نیز در طول 23 سال پیامبری خود بارها مقامات امام علی (ع) را به مسلمانان گوشزد فرموده زمینه جانشینی ایشان را فراهم نموده اند، و فضایل و مناقب و شؤن مهم امام(ع) را همچون ولایت در تکوین ،  ابلاغ متن دین ، تبیین و تفسیر قرآن و احکام آن ، زمامداری و حکومت جامعه ، علم غیب ، عصمت و شجاعت ، و.... را تذکر داده اند.»




موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 639   )   

ســوره 5 : مـــائـده  ( مدنی  ـ  120  آیه دارد  ـ جزء ششم  ـ  صفحه 106)


  ( قسمــت پانزدهـــم )


شــرط مغفــرت تقـوی است

   

( جزء ششــم صفحه   119 ـ آیات 65 و 66 ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

65 ـ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَکَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ

66 ـ وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ وَ مَا أُنزِلَ  إِلَیهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأکَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ

وَ مِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَ کَثِیرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَایَعْمَلُونَ

تفسیر لفظی :

65 ـ و اگر اهل کتاب ایمان آورده و پرهیزگارى کرده بودند قطعا گناهانشان را مى‏ زدودیم

و آنان را به بوستان هاى پر نعمت درمى‏ آوردیم

66 ـ و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان به سویشان نازل شده است

عمل مى‏ کردند قطعا از بالاى سرشان [برکات آسمانى] و از زیر پاهایشان [برکات زمینى]

برخوردار مى‏ شدند از میان آنان گروهى میانه‏ رو  هستند و بسیارى از ایشان بد رفتار مى‏ کنند

تفسیر ادبی و عرفانی :

65 ـ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ ...

این آیت اشاره به بیان فضیلت و شرف محمّد (ص) بر اهل کتاب است ، چون که آمرزش مؤمنان را بر تقـــــوی بست ، و آن را در مغفرت و رحمت شرط کرد ، و مقتضای دلیل خطاب آن است که هرکه را تقوی نیست مغفرت هم نیست ،

و این که فرمود : خداوند اهل تقوی و اهل مغفرت است ( وَ اَهلَ التَّقوی وَالمَغفِرَة ) برای آن است که از وی بترسند و تقوی پیشه کنند ،

پس اگر تقوی نبود سزاوار است که بنده را به تفضّل خویش ببخشاید ،

و این است شایسته ی خداوندی و مهربانی و بنده نوازی !

که آن چه کند به سزاواری و شایستگی خود کند نه به استحقاق بندگان !

66 ـ وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ...

شگفت آن که عالمیان پیوسته در بنــد روزیِ فراخنـــد ( وسعت رزق ) ، و در آرزوی لذّات این دنیا ! لیکن راه به دست آوردن نمی دانند ، و به تهیه ی اسباب آن راه نمی برند !  

خداوند در این آیت می فرماید : اگر می خواهی رحمت و نعمت ما از بالا و نشیب و از راست و چپ به تو روی آورَد به طاعت ما روی آور ، و تقوی پیشه کن !

تو روی در کار ما و فرمان ما آر ، تا ما کار تو را درست کنیم ، که هرکس با خدا است خدا هم با او است ، هرکس تقوی پیشه کند روزی او بی حساب رسد .

 

این جمعـه هم گذشت و نیامدید  آقـــــــــــــا 

 

و ما همچنـــــان منتظــــــــریم

 

تا جمعه فرخنده ای که امام و پیشوایمان

 

حضــرت حجــة ابن الحســن العسکـــری

 

بیایند و کام تشنگان عدالت را سیراب نمایند


 

برای تعجیل در ظهــــور مبارکتـــان همچنــــان دعــــــا می کنیم


کارت پستال درخواستی طراحان



موضوع :


   1   2   3   4   5      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز


* *