سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 1095784
  • بازدید امروز: 509
  • بازدید دیروز: 585
  • تعداد کل پست ها: 1223
  • ****

تفسیر ادبی عرفانی سوره های مخاطبات (6)

چـــراغ هر دو جهـــــــان


آیه40 احـــزاب:                       

ما کانَ مُحَـمَّــدٌ اَبا اَحَدٍ مِـــن رِجـــالِــکُـــم

وَ لکِـــن رَسُـولَ اللهِ وَ خاتَـــمَ النَّـبیِّیـــنَ

وَ کانَ اللهُ بِکُلِّ شَیءٍ عَـلِـیمــاً.

 ذکر تعـریف و بیان تشریف مهتر عالم است

که شرف رسالت او به ازل بسته ,

 و عـزّ دولـت او به ابــد پیوسته،

منبر و محراب بنام او آراسته،

ارکان دین به بیان او استوار شده،

مهتری که ظاهـر او همه راحت،

باطن او همه ملاحت،

عـبـارت او همه فصاحـت،

سـرِّ او از محبت،

جان او از نـــور عـزَّت،

پرده او غـیـرت،

 آئین او شــریعـت،

و خلعـت او شفاعـت بُوَد.

خـداونــد نام پدری از او بیفکند،

اما او از همه پدران مهـربانتـر بود

و اینکه او را پدر نخواند به این جهت بود

که روز رستاخیز چون بساط عظمت بگسترانند

و ترازوی داد بیاویزند

جانها به چنبرگردن رسد،

زبانهای فصیح گنگ گردد،

عذرها همه باطل شود،

و نسبها همه بریده شود،

پدران از فرزندان گریزند،

در آن حال آدم که پدر همگان است پیش آید و گوید:

خـداونــدا ، مرا وا مگذار و با فــرزندان تو دانی چه کنی!

و همین گونه نـوح و ابراهـیـم و موسی و عـیسـی

و دیگـر پیغـمبران هـمـان گـــویند!

جز محمد مصطفی(ص) که گوید:

خـداونــدا ؛ امت من طاقت عذاب ندارند و مشتی بیچارگانند،

بر آنها ببخش و با من هـرچه خواهی کـن!

و اگر خـداونـــد او را پــدرخوانــده بود ,

شـفـاعـت پـدر بر فــرزنــد پذیرفته نمی شد!     

آیه45 احـــزاب:

یا اَیُّهَاالنَّبی اِنّا اَرسَلنَاکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَنَذِیراً

ای مهترعالم، ای سیّد بنی آدم،

فخـر عـرب و عجم،

ای نواخته لطف قِـدَم،

ای در زمین مقدم و در آسمان محترم،

ای مهتری که بیان نظم او عـقـد نجات،

و برهان او حل عـقـده مشکلات،

ای که گفتار ت منشور سعادات،

و کردار ت دسـتـور کرامات،

خـداونــد میفـرماید:

ما که در الاهیت یکتائیم،

و در احدیت بی همتائیم،

و در ذات و صفات از خلق جدائیم،

متصف به صـفـت کبریائیم،

خالق زمین و سمائیم،

پناه هـر بینـوا و راحت هـرآشنائیـم،

به اسرارخـلـق دانائیم،

و بر اعمال همه گواهیم،

تو را ای پیغمبر به خـلـق فرستادیم

تا آشنایان را از لطف ما خبردهی , که نواختنی اند!

و بیگانگان را بیم دهی , که گداختنی اند!

و دوستان را بشارت دهی ,

 که سرای سعادت از بهـر ایشان ساختنی

و دشمنان را بیم دهی ,

که زنــدان دوزخ برای ایشان افـروختنی است!

ای مهـتـر بنی آدم،

آفتاب چراغ آسمان است و تو چراغ زمینی،

آفتاب چراغ دنیا است و تو چراغ دینی،

آفتاب چراغ فلک است و تو چراغ مَلَکی،

آفتاب چراغ آب وگل است و تو چراغ جان و دلی،

آفتاب چراغ این جهان است

و تــــــو چـــــــراغ هـــر دو جهــــــانی!

 ای آدم صفی؛

هر چند تو سر لــوحه اصفیائی،

و عنوان صحیفـــه انبیائی،

لکن با محمد(ص) همراهی چگونه توانی؟

که در زمره خطاب اِهبِطُوا مِنها جمیعاً هستی ,

که از بهشت رانده شدی!

و محمـــــــــد(ص)

در سور و شادی این سرور است

که خـداونـــد

اَســــری بِعَـبـدِهِ لَیــــــــلاً ،  

او را به معـراج آسمـــــــــــان ها بالا برد.

(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)

ای نـــــــــــوح ؛

تو شیخ پیغمبرانی،

تو در مهد نبوت پذیرفته ی دعائی،

لیکـن چگونه طاقت صحبت با محـمـد(ص) داری

که سراسیمه زخم لا تَسئَلنی ما لَیسَ لَکَ عِـلـم هستی؟

و از پرسش آنچه نمیدانی منع شدی!

و محمـــــــــد(ص)

دست آمــوز لـطـف

وَ لَسَوفَ یُعـطـِیـکَ رَبُّکَ فَـتَــرضی

است که خـداونــد به لطف خود او را عطا می بخشد و خشنود میسازد!   

(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)

ای ابراهیــــــــم خلیـــــــل؛

هـرچند تو پیشوای ملـتـی،

و تراز حلّه خـلـوتی!

لکن با محـمـد(ص) برابری نتوانی!

که در مظنّه این تهمتی که  به دروغ گفتی

بَل فَعَـلَهُ کَبِیرُهَـم،

وقتی از شکستن بتهــا بازخواست شـدی گفتی:

بت بزرگ آن را شکسته!  

و محمـــــــــد(ص)

در زمره این عصمت است که

لِـیُـذهِـبَ عَـنْکُمُ الرِّجْس

(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)

ای موسی کلیم؛

هر چند تو همراز رحمانی و مورد لطف سبحانی،

لکن با محمد(ص) ایستادگی چون توانی؟

که تو مهجور ضربت لَنْ تَرانِی هستی

که درخواست دیدن خــدا کردی

و پاسخ نهیب شنیدی

و محمـــــــــد(ص)

مخمور شــــراب

اَلَـم تَـرَ اِلی رَبِّکَ

هست که خـداونــــــد به او می فــــرماید:

خــدای خــود را بنگـــر! آیا نمی نــگـــــری؟!

(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی سوره های مخاطبات (5)

حُســـن ذوالجــلال


سوره 33 : احـــزاب

بســم الله الــرحمـــن الرحیـــم

یا اَیُّهَــا النَّبیُّ اتَّــقِ اللهَ وَلا تُطِعِ الکافِــرِینَ ...

ای پیغــامبـــر مطهّـر، ای مقتـــدای بشـــر،

ای کسی که:

سـرِ سـروران بسـتــه دام تو        

دل دلبــران دفتــــر نــام تــو

به یک دم دو صــد جــان آزاد را                

کنـد بنـده یک دانـه از دام تـو

بسا عـقـل آسوده دل را که کرد               

سراسیمه یک قطــره از جـام تو

  فــرمــان از درگاه عــزت ایــن اســت

کــه ای پیغـمبــر؛

به پناه تقوی شو،

که همه نیکوئیها در تقـوی است.

عالـم تقوی را بدایت نیست،

هـرکس قدم در راه دین گـذاشت

 در هـر مقامی که رســد،

او را از تقوی گریزی نیست!

از ابتــدای انســانیت که پائین ترین درجه ها است

تا انتهای نبوّت که بالاترین درجات است

همه را به تقــوی امر فرمود.

آیه 28 احـــزاب :

یا اَیُّهَــا النَّبیُّ قُـل لاَزواجِکَ...                             

ای پیغمبر؛ به همسرانت بگو

اگرخواهان زیور و آرایش این جهانید

پس بیائید تا شما را چیزی بدهم

و شما را با روش نیکوئی رها کنم!

آیه29 احـــزاب :

وَ اِن کُنتُـنَّ تُرِدنَ اللهَ وَرَسُولَهُ...                 

و اگر خواهان خـدا و فرستاده او،

و خواستار جهان آخرت هستید،

پس بدانید خداوند برای زنــان نیکوکارِ از شما

مـــزد بزرگی آماده کرده است.

 آیه30 احـــزاب:

یا نِســاءَ النَّبیُّ ...                                           

ای زنهــــــای پیغمبر؛

هــرکــدام از شـما کاری زشت و ناپسند کند،

کیفــر اودرآن جهان دو برابر است .

  آیه31 احـــزاب: 

وَ مَن یَِقنُت مِنکُنَّ لِلهِ وَ رَسُولِهِ...                    

و هـریک از شما (زنان پیغمبر) که

به فرمان خـدا و رسول باشد و کار نیکو کند،

 ما مزد او را دو بـــــــــــــاردهـیـم

و برای وی روزیِ آزاده ی آســان آمــاده ســازیم.

آیه32 احـــزاب:

یا نِســاءَ النَّبیِّ لَستُنَّ کَاَحَـــدٍ مِنَ النِّساءِ...            

ای زنــــــان پیغمبر؛

شما مانند هیچکدام از زنان دیگر نیستید،

اگر از خشـــم خـداونــد پرهیز دارید،

پس (با مرد بیگانه) سخن به ناز مگوئید،

تا کسی که در دل او بیماری است در شما طمع نکند،

و سخن پسندیده و به آزرم گوئید.

آیه33 احـــزاب:

وَ قـَـرنَ فِی بُـیُـوتِکُــنَّ...                         

و شما ای زنهــــــای پیغمبر؛

در خانه هاتان آرام گیرید،

[نه اینکه بر جمل سوار و به جنگ با ولی خدا بروید !!!]

و زینت و محاسن خود را اظهار مکنید،

چنانکه اهل جاهـلـیـت پیشین میکردند،

و نماز به پای دارید، و زکات دهید،

و خــدا و رســولـش را اطاعـت کنید.

اِنَّما یُـرِیــدُ اللهُ لِـیُــذهِـبَ عَنکُـمُ الرِّجسَ

اَهــلَ البَیتِ وَ یُطَهِّــرَکُـم تَطهِیراً

خـداونــد بر پیغـمبــر منت می نهد و می گوید:

که خواست ما و حکم ما آن است

که اهل بیت تو از آلایش خلقیت

و اوساخ بشریت پاک باشند،

تا : از خانه به کدخـدای ماند همه چیز !

و مراد از رجس در اینجا کارهای زشت

و خوی های ناپسند است

و خــداونـــد اهل بیت رسول(ص) را

بجای بخل سخاوت، و بجای حرص قناعت،

و بجای قطع رحم، وصـلــت و شـفـقــت عـنایت فــــــرمود.                   

(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)

آل عـبــا یا اهـــل بیت رســـول الله (ص):

عایشــــــــه نقـل میکـنـد که

روزی رسول خدا(ص) عـبـائی پشمین و سیاه رنگِ ندوخته،

بر تن خود پیچید و نشست،

 آنگاه فاطمه(س) وارد شد،

او را داخل عـبـا کرد،

پس از آن عـلـی(ع)

و حسن(ع) و حسین(ع) وارد شدند،

حضرت همه را زیر عـبـا جای داد،

و این آیه را خواند که :

اِنَّما یُـرِیــدُ اللهُ لِـیُــذهِـبَ عَنکُـمُ الرِّجسَ

اَهــلَ البَیتِ وَ یُطَهِّــرَکُـم تَطهِیراً

خـداونــد میخواهـد شما اهل بیت مرا

از رجس پاک و به زیور پاکی و حسن خُـلــق آراسته کند.

(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)

   نیز از امّ سلمه (زن دیگـر پیامبر) روایت است که گفت

این آیت درخانه من بر پیامبر نازل شد،

من از ایشان پرسیدم اهل بیت شما کیانند؟

پیغـمبــر(ص) ، فـاطـمــه و عـلــی

و حسن و حسین (علیهـم السلام) را

حاضر کرد و فـــرمـود:

اینهـــا اهــــل بیت من هستند


پرسیدم آیا من از اهل بیت تو نیستم؟

فــرمـــود چـــرا اگـرخــــدا بخواهد!!

توضیح :

به اعتقاد ما و به استناد مفاد حدیث شریف کساء

که از حضرت فاطمه سلام الله علیها نقل گردیده ؛

اصل جریان در خانه فاطمه (س) اتفاق افتاده ؛

[ ... دَخَلَ عَلَیَّ اَبِی رَسول الله فِی بَعضِ الایام ... ]

ولی از آنجا که ام سلمه زن راستگویی بوده ,

و از طرفی عایشه نیز علیه خود سخنی نمیگوید

لذا شاید برای نشان دادان اهمیت موضوع ,

و اینکه همسران پیامبر (ص) ادعای مشمول آیه بودن را نداشته باشند ,

رسول الله (ص) این جریان را در هر دو خانه

( خانه ام سلمه و خانه عایشه ) تکرار فرموده باشند.


تا دلـم فتنه ی جمــــال تـــو شــــــد              

 بنـــده ی حُســـن ذوالجــلال تــو شــد

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

انشاء الله این برنامه همه روزه ادامه خواهد داشت
تا خاری در چشــم دشمنــــانش باشد



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی سوره های مخاطبات (4)

خمـارِ شربتِ ذکـرِ


 

سوره 20 : طــــه

بســم الله الــرحمـــن الرحیـــم

طــه، مااَنْـزَلْـنــا عَـلَـیْــکَ الْـقُــــرْآنَ لِـتَشْــقیَ

در کتاب احتجاج از حضرت امیرالمؤمنین(ع) روایت کرده

که رسول خدا(ص) ده سال بر سر انگشتان پاها به ایستاد

که پاهایش ورم و آماس کرد،

و روی آن حضـــرت زرد گـردید

و هـمـه شب را ایستاده بود

تا اینکه خـدای عــزّوجــل به او خطاب نمود:

طـه مااَنْزَلْنا عَـلَیْکَ الْقُـرْآنَ لِـتَشْقیَ،

و در کتاب معــانی الاخــبــار

از حضرت صادق (ع) روایت نمـــوده

که آن حـضــــرت فـرمـوده:

طـــه از نامهـای پیغمبــر(ص) است و معنی آن

 (یا طـالــب الحق الهـــادی الــیـــه

یعنی (ای خواهـنـده حق و راستی

که راهنمای بسوی آن هستی) میباشد.

                                                    ( تفسیرقــرآن عظیم ، فیض الاسلام )

(طــــه) :

 ای محمــد( ص) ؛ مــرد پــاک راست راه .    

ایـن اسـت خطاب خطیـر و نظـام بی نظیـــر.

این است سخن پر آفرین و بر دلها نشین و بر جانها شیرین.

دل را انس وجان را پیغام،

 از دوست یادگار و برجــان عاشقـان سلام.

 (طــه) هـم نام است و هـم تعـریف،

هـم مـدح است و هـم پیغـام،

نام راست و تعـریف درست،

مـدح به سـزا و پیغــام تمام.

گــروهی گـفـتنــد:

سوگـنــدی است که خــداوند

به صـفــات و افـعـــال خــویــش مـیــکــنــــد

 کـــــه:  مـا اَنـزَلـنـا عـَلَـیــکَ الـقـُـرآن لِـتَشـقــی.

این آیت تسکـیـن دل مصطفی(ص) است،

چه او ترسنده ترین خـلــق از خــدا بود،

یاران گفتند رسول خـــدا(ص) نماز کــردی

و در دل وی چنــدان تـــرس بود

که جوشیدی مانند آب برآتش!

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

کسی کــو را عـیـان باید خبر پیشش وبال آید

چو سازد با عـیان خـلـوت کجا دل در خبر بندد!

( اَلّلهُمّ َصَلّ ِعَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُم) 

آیه 105 طــه :

وَیَسـئَـلـُـونَکَ عَــنِ الجِـبــالِ فَـقـُـــــــل...

مصـطـفی(ص) تا به مکــه بود،

جـبــرئیــل آمد شدی داشت،

ولی چون او به سدره رسید

جـبـرئیــل بایستاد و گفت :

ما اکنون حجاب گشتیم ،

دوست به دوست رسید،

واسطه به کار نیست

و دلاله اکـنــون جــز حجــاب نیست.

( اَلّلهُمّ َصَلّ ِعَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُم)

آیه 130 طـــه :

 فَاصبِرعَـلی مایَقـُولـُونَ وَسَـبِّــح بِحَمدِ رَبِّکَ...

ای محمد (ص) ؛

ما میدانیم که دل تو از گـفـتــار ناسـزا گـویـان

و نادانی بی حـرمتان به تنگ می آید،

تو صبرکــن و دل خود را به حـمـد و ثنای ما تسـلی ده،

هر وقـت ایشان قدم درکوی بی حرمتی نهند،

تو قـــدم در نمـــــازگـــزار،

تا رازِ نماز آزارِ آنان را از دل تو فـرو نهـد.

ای محمد(ص) ؛

بامداد و شبانگاه همه وقـت در همه حال،

خواهـیـم که حـلـقــه درِ ما کوبی

و در ذکر و ثنای ما باشی،  

ای محـمــد(ص)

اگر مکـیـان تو را ناسزا گویند!

( و این زمان آمریکائیهای صهیونیست)

باک مـــــــــدار ؛  که ما لـــوح مــدح و ثنای تو را

بقــلــــمِ لطفِ قِــدَم می نویسیم،

چون آنان آیه هـَجـر تو را خواندن گـیـرند،

تـو سـوره مـدح و ثنای ما آغاز کـن،

 زیرا سینه ای که در آن سـوزِ عـشــق ما بُوَد،

و سری که در وی خمـــــارِ شربتِ ذکــــــــــــرِ ما باشد،

دلی که سوخته مهر و محبت ما بُوَد،

جانی که غـریق نظر لطف ما باشد،

و تنی که پیوسته در راز و ناز ما باشد،

از کجا به استماع گفتگوی بیگانگان پردازد؟

و نادانی آنان در وی چه اثرکند؟    

( اَلّلهُمّ َصَلّ ِعَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُم )

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

آن شب که من ازفـراق تو خـون گریم       

بـــاری به نظــاره آی تا چــون گریم

هــر لحظه هــزار قطـره افــزون گریم         

هـر قطـره به نوحــه ای دگرگـون گریم

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

انشاء الله این برنامه همه روزه ادامه خواهد داشت
تا خاری در چشــم دشمنــــانش باشد



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی سوره های مخاطبات (3)

وَ ما اَرسَـلـنـاکَ اِلا رَحـمَــةً لِلعـالَـمِـیـن 

محمد (ص) رحمت برای جهانیان 


سوره 8 : انفـــال

بســم الله الــرحمـــن الرحیـــم

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الاَنْفالِ قُلِ الاَنْفالُ لله وَالَّرسُول..

ای مهـتــر عـالـم ؛ ای سیّـد ولد آدم،

ای مایه فطرت، ای نقطه سعادت،

ای مقصود موجودات، ای سیّـد کاینات،

ای نقطــه دایـــــره حادثــــــات؛

تو را از انفال می پرسند و از حکم آن؛

تو از وحی ما و از پیغام ما به آنان جواب ده ؛

بگو انفــــــــال مال خـــــــــدا است

و حکم آن با رســــــول خــدا است،

آن چنان که خواهــد و بپسندد،

شما که بندگانید حکم او را به جان و دل بپذیرید،

که گفتِ او وحی ما است،

حکم او دین ما است،

پیروی از او دوستی ما است.

( اَلّلهُمّ َصَلّ ِعَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُم )

آیه 33 انفال:  وَ ما کانَ اللهُ لِیُعَـذِّبَهُــم وَ اَنتَ فِـیهِـم ...                  

سیاق این آیت بیان شرف مصطفی(ص) است

و اجلال قـدر او و اظهــــار عــزّ او،

خـداونــــد میفـرمایـــد:

ای مهتر خافـقَـیـــن ، ای سید ثَقَـلَـیــن ،

تا تو در صلـب هــای ایشان بودی،

اسلاف ایشان را عـذاب نکـردیم،

و امروز که در میان ایشانی عذاب از ایشان برداشته ایم

و فردا که از میان ایشان بشوی

و خادمان و چاکران تو در میان ایشان باشند

و استغفـــار کنند عذاب نکنیم،

تا جهانیان عــزّ و جاه و حرمت و پایگاه تو را

بر درگاه ما بشناسند و بدانند که

تو برای مـــــــا عــزیــز بنــده ای

( اَلّلهُمّ َصَلّ ِعَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُم )

چون حضـرت محمد(ص) را

رفتن به سرای آخرت نزدیک شد

جـبـرئیل بیامد و به او گفت:

تا تو در میان امت بودی

خـداونــد آنان را عذاب نکرد !

حضرت پرسید:

 اکنون که من از میان آنها میروم

 امّت من گرفتار عذاب خواهند شد؟

جبرئیل گفت: ای سیّد؛

دل به چه مشغول داری و چه اندیشه بری؟

که حق میفرمایـد:

تا وقتی که امت تو طلب آمرزش میکنند،

آنان را عذاب نخواهد کرد !

حضرت فرمود: ای جبرئیل؛

 ترسم که در استغفار کوتاهی کنند،

جبرئیل به حضرت عزت باز رفت و باز آمد و گفت:

خـداونــد میفرماید:

هرکس پیش از مرگ به یک سال عـذر خواهـد،

عـذرش می پذیرم که من پذیرنده عذر خواهانم

و نیوشنده آواز سائلانم و پوشنده عیبِ عیب دارانم!

محمد مصطفی(ص) به جبرئیل گفت:

یک سال مدتی بسیار است،

از خداوند ارفاقی و شـفـاعـتـی بخواه !

جبرئیل رفت و باز آمد تا به یک ماه پذیرفته شد،

و چون آن حضرت باز برای کمتر شفاعت کرد،

به یک ساعـت رسید!

و چون باز مصطفی(ص) رعایت حال امت را خواست

از جانب خـــداونــــد فـرمان رسید که

چون پشیمانی از گناه در دم مرگ در دل امت تو آید

 آنرا بپذیرم اگرچه زبان او کار نکند!

حضرت گفت:

ای جبرئیل اگر در حال سکـرات مرگ

بنده بیچاره درمانده اظهار ندامت و پشیمانی را نیز فـراموش کند

آیا عـذاب می بیند؟

جبرئیل برای آخــرین بار رفـت و باز آمد و گفت:

خداوند رؤف میفرماید:

در این صورت شـفـــاعـت تـــو  

و رحـمــت مــن هر دو در جای خود هست!

( اَلّلهُمّ َصَلّ ِعَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُم )

هـر چند محمد مصطفی(ص) گنج فضل و خزینه رحمت بود،

هـرچه او را بایست برای امت بایست،

و هـر شربتی که به قهـر نـوش کرد

از بهـر غـم و تیمار امت کرد،

و هربلائی که کشید از بهـرآسایش امت کشید،

از این جهان که رفت در غم امت رفـت

و فـردا که سر از خاک دولت برآرد

در غم و تیمار امت برآرد و به زبان حال گوید:

 با یاد تـو زیـرخاک خـواهـم شـد                

 با درد تو سر زخاک درخواهـم کرد

و خـداونــد در برابر این رأفت و رحمت

او را نوازش و اعـزاز کرد وگفت:

ما عیسی را به آسمان بردیم

تا هیچ یک از بت پرستان موکب دولت او را درنیابند

و آرامگاه موسی را در زمین پنهان کردیم

تا جهودان روی زینهار نبینند،

لکـن شخصِ عـزیز و نهـاد کریـم تـو را

به مـدینـــــه فرود آوردیــم و به آسمان نبردیــم

تا امت تــو تا قیامت از عـذاب گور ایمن باشند

که ما گفتیم تا تو درمیان ایشان باشی

آنان را عـذاب نکنیم.

ای محـمّــــد ؛

ما مدینه را سرا پرده امن امت تــو ساختیـم،

هـرکه به زیارت تو آید در پرده عـنــایت تــو آمــده

و هــرکه در این خاک فـرو شـــد

در حمـایت رحمت تو است که :

وَ ما اَرسَـلـنـاکَ اِلا رَحـمَــةً لِلعـالَـمِـیـن


در خبراست که مردی کافـرکه از زیادی طغیان و تمرد،

تیغ انکارحق برکشیده از در مسجد مصطفی(ص) درآمد

و گفت: در روی زمین نزد من

از محمد(ص) بدتر و مبغوض تر کس نیست!

و در زمین هیچکس را دشمن تر از او

که دعـوی پیغمبری میکند ندارم!

چون حضرت چهـره او را بدید،

دریای رحمت او به موج آمد و کمند دعوت درانداخت،

مرد گفت به لات و عـزی سوگند که ایمان نیارم

تا این تیغ به تو ایمان آرد !  و آنرا پیش پیغمبر نهاد

و نگاه کرد دید تیغ می جنبد

و به زبانی فصیح شهادت را ادا میکند !

همان دم حال بر وی بگشت و ایمان آورد

و اسیر کمند توفیق گشت و کلمه شهادت بگفت،

آنگاه به مصطفی(ص) گفت:

چون درآمدم بر روی زمین از تو دشمن تر نداشتم،

اکنون که میروم  بر روی زمین

کسی را از تو دوست تر ندارم!

( اَلّلهُمّ َصَلّ ِعَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُم)

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

انشاء الله این برنامه همه روزه ادامه خواهد داشت
تا خاری در چشــم دشمنــــانش باشد



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی سوره های مخاطبات (2)

سوره ها و آیاتی که خطاب مستقیم

به شخص رسول الله (ص) است را

سُوَر و آیات مخاطبات گویند.

محمـد(ص) در خلوت اَوْ اَدْنی


سوره 2 بقـــره : 

 بســم الله الــرحمـــن الرحیـــم

الــم ، ذلِکَ الْکِـتــابُ لا رَیْبَ فِـیـهِ هُـدًی لِلْمُتَّقِین

 بدان که خطاب به حروف مفرد، سنت و رویه دوستان است

که در حقیقت رازی از دوستی به دوستی دیگر است

بی آنکه رقیبی از آن آگاه شـــود.

زان گونه پیامهـا که او پنهـان داد               

یک ذره به صدهـزار جان نتوان داد

الــم ، در صحیفه دوستی نقش خطی است

که جز عاشقان ترجمه آن نخواننـد

و در خـلـوت خـانه دوستی

میان دوستان رازی است که جـز عـارفــان نـداننــد

و در نگارخانه دوستی رنگی است از  بی رنگی

که جـز والهــان و مشتاقـان نه بیننـــــد!

جمال چهـره جانان اگرخواهی که بینی تو

تو چشم سرت نابینا و چشم عـقـل بینا کن

 تا با موسی هـزاران کلمه به هـزاران لغت برفت

با محمـد(ص) در خلوت ( اَوْ اَدْنی)

بر بساط انبساط این راز برفت،

آن کلمه ها با موسی در حجاب برفت

و این راز با محـمــد(ص) در عـیـان،

موسی سخن ها و خبرها شنید، گوینده ندید،

محمد(ص) راز را شنید و در رازدار می نگرید،

موسی به طلب نازید که در طلب بود،

محمد(ص) به دوست نازید که در حضرت بود،

موسی لذت مشاهـده نیافته و ذوق آنرا ندانسته   

و از سمع و ذکر فراتر نشده بود،

محمـد(ص) از حـدّ سمع به نقطه جمع رسیده بود،

جان در سرعـیـان شد و عـیـان از بیــــان دور!

( اَلّلهُمّ َصَلّ ِعَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُم )

مست تـو ام از جــرعـه و جام آزادم                   

مـرغ تـو ام از دانــــه و دام آزادم

مقصود من از کعـبه و بتخانه تــوئی                 

ورنه که من از هـر دو مقـام آزادم

 (الــم): نوازشی است به زبان اشارت که با مهتر عالم برفت

و به رمز الف و لام و میم میگوید:

ای سید، از پرده واسطه جبرئیل یک دم درگذر

تا صفت عشق، نقاب تعزّز فـروگذارد و آن شگفتیهای پنهانی

و ذخیره های غـیبـی که تـــــو را ساخته است به تــــو بنماید!

جبرئیــل آنجا اگــر زحمت کند خونش بریز

خـون بهای جبرئیل از گـنــج رحمت باز دِه

انشاء الله این برنامه همه روزه ادامه خواهد داشت 

تا خاری در چشــم دشمنــــانش باشد



موضوع :


   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز


* *