نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 384 )

 

ســوره 1 : فاتحــه ( حمـد ) ( مکی )

( 7 آیه دارد ـ جزء اول ـ صفحه 1 )

( قسمت اول )


دیـدار دل افــروز

 

 

 

 

سوره ی مبارکه ی حمـــد :

1 ـ  بِسـمِ اللهِ الرَّحمـنِ الرَّحیـمِ    =  بنام حداوند جهان دار بخشنده ی مهربان .

2 ـ اَلحَـمــدُللهِ ربِّ العـــالمیـن       = ستایش نیکو و ثنای بسزا خداوند جهانیان راست . 

3 ـ اَلرَّحمنِ الرَّحِیمِ                        = فراخ بخشایش مهربان . 

4 ـ مالِکِ یَومِ الدِّینِ                        =  پادشاه روز شمار و پاداش . 

5 ـ اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعِینُ        = تو را می پرستیم و از تو یاری می خواهیم . 

6 ـ اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِیمِ         = رهنمون باش ما را به راه راست و درست . 

7 ـ صِراطَ الَّذِینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم       = راه کسانی که نوازش کردی و بر آنها نیکویی نمودی ، 

غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَلاَ الضّالِّینَ =  نه راه جهودان خشم بر ایشان شده و نه را په ترسایان گم اندر راه .

 

***************************************

1 ـ بِسـمِ اللهِ الرَّحمـنِ الرَّحیـم :

 نـزد اهـل عـرفـان :

ب = بهـاء خــــــــــدا

س = سنـای خـــــــــدا

م  = مـلـک خـــــــــدا

نـزد اهـل معـرفت : 

ب = بهـــــاء احـــدیـــت  

س = سنــای صمــدیت 

م = مُـلـک الـــوهیــــت 

ب = بهـــــــــاء او قــــدیـم 

س = سنـــای او کــــریـم

م = مُـلــک او عـظـیـــــم

ب = بهـــاء او با جـــــــلال

س = سنــای او  با جمـال

م = مُــلـــــک او بـی زوال

ب = بهـــــــاء او دلــربــــــــا

س =  سنـــای او مهــر افـزا

م = مُـلـــک او بی  فـنـــــــا

ای پیشرو از هـرچه به خوبی است جلالت

ای دور شده آفـت نقصـان ز کمــالت

زهره به نشـاط آید چون یافت سماعت !

خورشید به رشک آید چون دید جمالت !

نــــزد اهــل ذوق :

ب = بـرّ او با اولیــــــــــــاء

س = سرّ او با اصفیــــــاء

م = منت او براهــــل ولاء

ب = بِـرّ با بنــــــــــدگان

س = سـرّ با دوستـــان

م = منت برمشتــاقـــان

اگـرنیکی او نبـودی

چه جای تعـبیـه سّــر او بـودی؟ 

و اگـر منت او نبـودی

بنـده را چـه جـای وصــل او بــودی؟

و بر درگاه جــلال او چه محـــل بودی؟  

گر مهـــر ازل نبودی

بنده چگونه آشنای لم یزل بودی؟

آب و گل را زهره ی مهر تو کی بودی اگر

هم به لطف خود نکردی در ازلشان اختیار

مهر ذات توست یارب دوستــان را اعتقاد

یاد وصف توست یارب غمگنان را غمگسـار

دنیا بنــــام خــــــدا خوش است

و عـقبـی به عـفـو او،

و بهشت به دیدار او ،

در دنیـــــا اگر نه پیغام و نام خـــدا بودی

بنده را چه جای منـــــزل بودی،

و در عقبی اگر نه عـفـو وکرمش بودی

کار بنــده مشــکل بـودی،

در بهشت اگـر نـه دیـدار دل افــروز او بودی

شادی درویش به چه بودی؟

خــدایـــا ؛

به نشان تو بینندگانیم،

به شناخت تو زندگانیم،

به نام تو آبادانیم،

به یاد تو شادمانیم، 

به یافت تو نازانیم،

مست از جام مهـر تو مائیم،

صیـد در عشـق تـو مائیــم.

 

زنجیــر معنبـــر تو دام دل ماست

عنبــر ز نسیـم تــو غلام دل ماست

در عشق تو چون خطبه بنام دل ماست

گوئی که همه جهان به کام دل ماست

اسم (بسم الله) از سِمَت گرفته اند و سمت داغ ،

یعنی گوینده بسم الله دارنده آن رقم  

و نشان کرده آن داغ است .

حضـرت رضا ( ع )فرمود :

وقتی بنده بسم الله میگوید

یعنی خـداونــدا داغ دارم

و بدان شـــــــادم

اما از بودِ خود بفریادم ،

کریما  بودِ مرا از پیش من برگیر

که بودِ تو راست کند همه کارم .

خــدایـــا ؛

 بودِ تو چراغ معرفت بیفروخت

پس روشنی دل من افزونی است،

گواهی تو ترجمانی من کرد

پس نداء من افزونی است،

نزدیکی تو چراغِ وجدِ من بیفروخت

پس همتِ من افزونی است ،

اراده تـو کار من بساخت

پس جهد من افـزونی است.

خــداونـــدا ؛

از بودِ خود چه دیدم؟

مگر بلا و عـنـا ،

و از بــودِ تو چه رسیدم ؟

همه عطا و وفا !

آغاز کتاب خـدا بر نام الله و رحمـن و رحیـم 

از آن جهت است که

همه معانی در آن سه نام جمع است

و آن معانی سـه قسـم است :

قسمی جلال و هیبت

و آن در نام الله است،

قسمی نعمت و تربیت،

و آن  در نام رحمن است،

و قسمی رحمت و مغفرت

و آن در نام رحیـم است!

معنی دیگـر آن است که :

در آن زمان که خـداوند

پیغمبر را به خلق فرستاد

مردم سه گـــروه بودند:

بت پرستان ، جهودان ، ترسـایان،

گروه نخست نام آفریننده را الله می دانستند

و این نـــام در میان آنان مشهــــور بود

گروه دوم نام او را رحمن می دانستند

و در تورات مذکـور است،

گـروه سوم نـام او را رحیـم می دانستند

و نزد آنان در انجیل معــروف است



موضوع :