سفارش تبلیغ
صبا ویژن
منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 1592919
  • بازدید امروز: 90
  • بازدید دیروز: 217
  • تعداد کل پست ها: 1279
  • ****
درباره
آرشیو مطالب
*

حدیث

*
لوگوی دوستان
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی



نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 711  )                       


ســوره 7 : اعـــراف ( مکّی  ـ  205  آیه دارد  ـ جزء هشتم  ـ  صفحه 151 )


( قسمــت هشتـم )


راز میـــوه ی ممنوعــه

 

 ( جزء هشتــم صفحه 152 آیه 19   ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

وَ  یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ فَکُلا مِنْ حَیْثُ  شِئْتُما

وَ لاتَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظّالِمینَ


تفسیـــر لفظـــی : [ بخش دوم ]

 

و اى آدم ! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید ؛ و از هرجا که خواستید، بخورید !

امّا به این درخت نزدیک نشوید ، که از ستمکاران خواهید بود

 

 

ایام حزن انگیز شهـــــــادت مولایمان امیرالمؤمنین علی علیه السلام

را به شما و همه ی دوستداران و پیروان آن حضرت تسلیت عرض می نمائیم


به هـــوش باشیــــــم !

 

به هوش باشیـــــم و خوارج زمــــــــان خود را بشناسیم ، که خـــــــــوارج این زمان ؛

به مراتب خبیث تــــر و خطــــــــرناک تر از خــــوارج ســــــال چهلــــــم هستند !

خوارج صـــــــدر اســــلام خود تصمیم می گرفتند و خود عمل می کردند ،

ولی خــــــــوارج این زمـــــــان سر در آخور دشمنِ بیــــــگانه دارند !

از صهیونیست ها نقشه راه و فرمــــــــان عملیــــات می گیرند ،

و از استکبار جهانی اسلحه و مهمات دریافت می کنند !

و از ارتجاع جاهلیت عرب حمایت می شوند !


محل ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام در مسجد بزرگ کوفه ـ عراق

 

تفسیر ادبی و عرفانی :

 

... فَکُلا مِنْ حَیْثُ شِئْتُما ...

خداوند به آدم فرمود :

با جفت خود در این بهشت ساکن و آرام باش ،

جنس با جنس خود داد و شکل در شکل ساخت ،

که صفت حَدَثان و آفریدگان جز با شکل خود نسازد !

و جز به جنس خود نگراید !

و جز با هم چون خودی آرام نگیرد ،

و آن جـــلالِ قِــدَم و عِـزّتِ احدیت است که ؛

از شکل و جنس و مثـــــل و ماننـــــد پــــاک است ،

و مقدّس و متفرّد به جمال و متفرّد به کمال خویش است ،

به خود بزرگوار و با همه نیکو کار ،

و به بزرگـــــواری و نیکــــو کاری سزاوار ،

آدم را فرمود :

آن چه بخواهید در این بهشت بخورید ، و بنازید ،


ولی گِرد این یک درخت مگردید !


و خداوند بدین سبب آن ها را از خوردن منـــــــع فرمود ،

و در علـــــم غیب خـــــوردن آن ها پنهــــان کرد ،

و آن حکم و قضا بر سر آنان روان کرد ،

تا عجـــــــز و ضعـــف خود بداننـــد ،

و عصمت از توفیــــق الهــــــی بینند !

نه از جهــــد بنـــــدگی خود !



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 710  )                                                     


ســوره 7 : اعـــراف ( مکّی  ـ  205  آیه دارد  ـ جزء هشتم  ـ  صفحه 151 )


( قسمــت هفتـم )


آدم (ع) و نــام هایش


 

شب های قـــدر را قـــــــــــــدر بدانیـــم

 

 

 ( جزء هشتــم  صفحه 152 آیه 19   ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

وَ  یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ فَکُلا مِنْ حَیْثُ  شِئْتُما

وَ لاتَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظّالِمینَ

 

تفسیـــر لفظـــی :

و اى آدم ! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید ; و از هرجا که خواستید، بخورید !

امّا به این درخت نزدیک نشوید ، که از ستمکاران خواهید بود   . 


تفسیر ادبی و عرفانی :

 

نوشته اند : آدم را چهــــــار نـــــــام است :


آدم ، خلیفـــه ، بشــــر ، انســـــــان


1 ـ آدم : آدم از اَدیم زمین آفریده شده ، بدین معنی که ؛ از هر بقعتی مشتی خاک شور و درشت و نرم و سیاه و سفید برداشته و از آن خمیره ی آدم ساخته اند ، لاجرم طباع فرزندان آدم مختلف آمده و در ایشان خوش خوی و بد خوی ، سخیّ و بخیل ، سازگار و ناسازگار ، سیاه و سفید ، و زرد و سرخ شده اند .

خداوند اصل خلقت آدم را که از مشتی خاک رنگارنگ و جور واجور بود به وی بنمود تا اگر کرامتی بیند نه از خود بیند و بداند که شـــرف در تربیـــت است نه در تُــربت !


از تربت چه خاست ؟


ظلومی ، جهولی ، سیاست ، قساوت !


از تربیت چه خاست ؟


کرامت ، هدایت ، قبول توبه ، نوازش و مرحمت !


 

 

نوشته اند :

 روزی سلطان محمود غزنوی در سرای ایــــــاز شد ، آن همه مال و نعمت و زر و سیم و جواهر و دیباهای رنگارنگ بدید که همه خلعت ها و هدیه های او بود ، در بین آن همه هدایا و خلعت ها ، در گوشه ای قبــــائی دید کهنــه و پـــاره که به هم بربسته و از میخی آویزان است ! پرسید این یکی چیست ؟ ایــــاز گفت : این یکی منم ! خودم هستم ! بدین بیچارگی و خواری ! و آن همه عزت و جلال ، همـــــــه تـــــــــوئی ! چون در این نگرم عجز خود بینم ، و قدر خویش بدانم ، و چون در آن ها نگرم همه تو را بینم و از تو دانم ، بنــــــــازم و سر بیفــــرازم !

در خبر است که :

 چون کالبد آدم از گِـل ساخته شد و روح در آن دمیده شد چشم باز کرد تن خود را همچون گِــل دید ، حکمت آن بود تا اصـــــــــل خود را داند و نفس خود را شناسد و به خود فریفتـــــــه نگردد !

2 ـ خلیفه : آدم به جای فرشتگان نشست ، چون نخست ساکنان زمین فرشتگان بودند ! و آدم به جای آنان نشست و جانشین شد ، تا آدمیان را به میلی و آرامی که ایشان را با دنیا بود عذری باشد ، که فرشتگان نه دنیائی بودند و نه از خاک آفریده شده بودند ، و چون در دنیا نشستند با دنیا بیارمیدند و بیرون کردن از زمین بر آن ها دشوار آمد ! تا گفتند : آیا مفسد را در زمین خلیفــــه می کنی ؟ پس عجب نیست اگر فرزندان آدم به دنیا مایل باشند ، که خود از آن آفریده شده و ساخته شده اند !

3 ـ بَشَــــر : بَشَـــر نامیده شده چون مباشرت همه ی امور زندگی در دنیا با او و فرزندان او است !

4 ـ انسان : گویند از این جهت آدم انسان نامیده شده که عهد خدا  را فراموش کرد و خلاف عهد او از روی قصد عمد نبود ! بلکه از روی نسیــــان (فراموشی) بود ! و چون خدا را عنایت بود ، نواختِ آدم را چه نهایت بود ؟ از آن نافرمانی درگذشت و عذرش بنهاد و فرمود : آدم عزم و قصد نداشت که خلاف عهد من کرد .

و گویند انسان را اُنس است ، که او با جفت خویش انس گیرد و با نوع خود مأنوس شود



موضوع :


 

 نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 709  )                                                      


ســوره 7 : اعـــراف ( مکّی  ـ  205  آیه دارد  ـ جزء هشتم  ـ  صفحه 151 )


( قسمــت ششـم )


آفتــابِ عـزّتِ دیــن

 

( جزء  هشتــم  صفحه 151 آیه  11   ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

وَ لَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِکَةِ  اسْجُدُواْ لآدَمَ

فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ لَمْ یَکُن مِّنَ  السَّاجِدِینَ


تفسیـــر لفظـــی :

 

و در حقیقت‏ شما را خلق کردیم سپس به صورتگرى شما پرداختیم

آن گاه به فرشتـــــگان گفتیــــــــــم براى آدم سجــــــــده کنید

پس [همه] سجده کردند جز ابلیس که ازسجده ‏کنندگان نبود


 

تفسیر ادبی و عرفانی : [ بخش سوم ]

 

... فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ ...

در دور آدم صفی ، آفتاب عزت دین از برج شرف خود بتافت ،

هرکسی به نقــــد خویش بینــــــا شد ،

و هرکس نقــــد خویش بر محک زد ،

فرشتگان به نقد ( نُسَبِّحُ لَکَ ) بینا شدند ،

ابلیس مهجور به نقــــــــد ( اَنَا خَیرٌ ) بینا شد ،

آن جا خـــــــاری بود محقق ، و گلی بود مـــــــزوّر ،

گل بکنـــــد و بینداخت و خـــوار بماند در دیده پنداشت !

 

و زبان حالش این بود :


گل ها که من از باغ وصالــت چیــدم


دُر ها که من از نوش لبــــت برچیدم


آن گل همه خار گشت در جان منی


وان دُر همــه از دیده فــــرو باریدم !


آن مهجورِ مطرود پنداری با خود درست کرده بود که در معدن او زر است و خود کبریت احمر است !

ولی چون نقد خود بر آدم صفیّ (ع) زد نقدش قلب (وارونه) درآمد !


و در وصف حال او چنین باید خواند :


در دیـــده رهی ز تــــــو خیالی بنگاشت


بر دیـــدن آن خیـــــــال عمــری بگذاشت


چون طلعت خورشید عیان سر برداشت


در دیده هــوس بماند و در سر پنداشت !


در خبر است که :

ابلیس پدر شیطان ها است که زاد و ولد دارند و از نر و ماده توالد می کنند و نمی میرند !

و جــانّ پدر جنّ است که زاد و ولد دارند و توالد و تناسل می کنند و می میرند !

ولی فرشتگان نر و ماده ندارند و توالد نمی کنند و نمی میرند !

 

ابلیس به پنج چیز مستوجب لعنت و مهجور درگاه بی نیازی است !

و آدم بر عکس او به پنج چیز مستحق کرامت و  نــــور هدایت است :

1 ـ ابلیس به گناه خود اعتراف نکرد ، و کِبر او مانع شد !

ولی آدم به گناه خویش اعتراف و به عجز خود اقرار کرد .

2 ـ ابلیس از کرده ی خود پشیمان نشد و عذر نخواست !

ولی آدم از کرده خود پشیمان شد و عذر خواست و تضرع کرد .

3 ـ ابلیس در نافرمانی خدا خویش را ملامت نکرد و با خود نیفتاد !

ولی آدم روی با خود کرد و خود را در آن ذلّت ملامت کرد .

4 ـ ابلیس توبه را بر خود واجب ندید و از گناه عذر نخواست و تضرع نکرد !

ولی آدم دانست که توبه کلید سعادت است و شفیع مغفرت ،

و بر خود واجب دید و بشناخت و تا روی قبول ندید باز نگردید !

5 ـ ابلیس از رحمت خدانومید شد ،

و ندانست که نومیدی از لئیمان است و خداوند غفّــــار لئیمان نیست ،

 و چون آن ملعون نومید شد درِ توبه بر وی بسته شد !

ولی آدم نومید نگشت و دل در رحمت و مغفرت خدا بست ،

و بر درگاه بی نیازی او می زارید و می نالید،

تا به رحمت و مغفرت رسید .




موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 708  )                                                     


ســوره 7 : اعـــراف ( مکّی  ـ  205  آیه دارد  ـ جزء هشتم  ـ  صفحه 151 )


( قسمــت پنجـــم )


رقــــم وجــــود

 

 ( جزء  هشتــم  صفحه 151 آیه  11   ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

وَ لَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِکَةِ  اسْجُدُواْ لآدَمَ

فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ لَمْ یَکُن مِّنَ  السَّاجِدِینَ


تفسیـــر لفظـــی :

 

و در حقیقت‏ شما را خلق کردیم سپس به صورتگرى شما پرداختیم

آن گاه به فرشتـــــگان گفتیــــــــــم براى آدم سجــــــــده کنید

پس [همه] سجده کردند جز ابلیس که ازسجده ‏کنندگان نبود


تفسیر ادبی و عرفانی : [ بخش دوم ]


... ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِکَةِاسْجُدُواْ لآدَمَ ...


فرشتگان را فرمودیم تا آدم را سجده کنند !

سِـرّش آن است که :

فرشتگان به چشم تعظیم در آن عبادتِ بی فترت خود می نگریستند ،

و تسبیح و تقدیس خدای خویش را وزنی تمام می نهادند ،

جـــــــــلالِ احدیّــت و جنــاب جبـــــــــروتِ عــــــزت ،

استغناء خود را از طاعت همه به ایشان نمود ،

و فرمود : بروید آدم را سجـــده کنیــــــد ،

و آن سجود به حضـرت عزت ما را وزنی منهید !

هنوز رقــــــــم وجود بر موجودات نکشیده بودم که ؛


جمــــــال مــــا شاهد جــــلال مـــا بود !

 

ما خود بخود ، خود را بسنده بودیم ،

امروز که خلق را آفریدیم همان عزیزیم که بودیم ،

از ایمان و طاعت مخلوق ،

جلال بی زوال را پیوندی در نباید .

 

مکن در جسم و جان منزل که این دون است و آن والا


قدم زین هر دو بیرون نِــه نه این جا باش و نه آن جا

 

آدمی جسم است و جان ،

و آن چه ورای جسم و جان است از آن عبارت نتوان .

 

جسم را گفت : خَلَقنــــــاکُم ،

جـــان را گفت : صَوَّرنـــــاکُم ،

و این جان های خلایق از هزاران پرده برآورند ،

پرده های نور و پرده های ظلمت ،

آن چه نور است تخم کلمه ی طیبه است ،

و آن چه ظلمت است تخم کلمه ی خبیثه است ،

و آن گاه به خاک بپوشیده ، و خاک پرده ی همه گشته ،

گوئی در این جمله خزاین اسرارِ کیست ؟

و آن دُرّ ِ مکنــــون تعبیه ی دربار کیست ؟



موضوع :


نگاهی به تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید ( 707  )                                                                       


ســوره 7 : اعـــراف ( مکّی  ـ  205  آیه دارد  ـ جزء هشتم  ـ  صفحه 151 )


( قسمــت چهــــارم )


جریده ی عشـق


 

 ( جزء  هشتــم  صفحه 151 آیه  11   ) 

بِســـمِ اللّهِ الـرَّحمــنِ الــرَّحیــم

وَ لَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِکَةِ  اسْجُدُواْ لآدَمَ

فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ لَمْ یَکُن مِّنَ  السَّاجِدِینَ


تفسیـــر لفظـــی :

 

و در حقیقت‏ شما را خلق کردیم سپس به صورتگرى شما پرداختیم

آن گاه به فرشتـــــگان  گفتیــــــــــم براى آدم سجــــــــده کنید

پس [همه] سجده کردند جز ابلیس که از  سجده کنندگان نبود


تفسیر ادبی و عرفانی :

 

خداوند بر فرزند آدم منّت می نهد و می فرماید :

شما را آفریدم و چهره های زیباتان نگاشتم ،

قد و بالا تان کشیدم ،

دو چشم بینا ، دو گوش شنوا ، و زبان گویا تان دادم ،

و منم آن خداوندی که از نیست هست پدید آرم ،

و از نبود بود آرم ، و از آغاز نو سازم ،

نگارنده ی روی های زیبـــــــا منم ،

آراینـــــــــده ی نیکوئی ها منم ،

با اظهار قدرت ، آسمان ها و زمیــــن و جمادات را آفریدم ،

با اظهار هیبت ، ملائکـــــه و شیاطین و جنّ را آفریدم ،

با اظهار رحمت ، و مغفرت ، آدم و آدمیان را آفریدم .

 

در میان فرشتگان ، جبرئیل مقدم و محترم بوده ،

به تقرب مخصوص باشد ، نامش خادم رحمان است که ؛

پیوسته بر بساط عدل به صفت هیبت ایستاده ،

و هرگز بساط فضل و انبساط ندیده بود !

تا آدم صفیّ نیامد ،

فراق و وصال و ردّ و قبول در کار نبود ،

حدیث دل و دل آرام در میان نبود ،

این عجایب و ذخایر ، همه در جریده ی عشق است ،

و تنها دل آدم صدفِ دُرّ ِ عشق باشد ،

دیگران همه از راه خلق آمدند و او از راه عشق آمد ،

از آدم تسبیح و تقدیس بیش نبود ،

و کار او یک رنگ بود ،

عجایب خدمت و ذخایر مودّت و لطائف محبت ،

همه به وجود آدم پیدا شد ! که بوقلمونِ تقدیر بود !


این رسم قلنـــدری و آئین قمــار


در شهر تو آوردی ای زیبـــا یــار !

 

مـــولای مــن ؛

 

 

 

این جمعـه هم گذشت و نیامدید آقا !

 

 

و ما همچنـــــان منتظــــــریم

 

تا فرخنده جمعه ای که امام و پیشوایمان

 

حضــرت حجــة ابن الحســن العسکـــری


آن که دل ها به یادش در طپـــش


و چشم ها به اشک است

 

بیاید و کام تشنگان عدالت را سیراب نماید

 

 برای تعجیل در فرج مبارکشان دعا کنیم


کارت پستال درخواستی طراحان



موضوع :


<      1   2   3   4      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز


* *