سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی فروشگاه اینترنتی هاست ایران
منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 1160146
  • بازدید امروز: 287
  • بازدید دیروز: 550
  • تعداد کل پست ها: 1237
  • ****

تفسیر ادبی عرفانی بسم الله الرّحمن الرّحیم (103)

سوره 103 : عصـــــر

قــدرت اتــم 

 

هـرچه درکتابهای ربّانی و صحیفه های سبحانی،

از اوراق آدم و صحیفه های شیث و ادریس و ابراهیـم

و زبـور داود و تورات موسی و انجیل عیسی نوشته شده،

بیان و نشان آن در قرآن کریم و فـرقان عظیـم است،

و آنچه در قرآن مجید است در ســوره فاتحــه است

و آنچه درسوره فاتحه است در بسم الله الرحمن الرحیم است

و آنچه در ایـن چهـارکلمه است در حروف بسـم الله است

و هـرچه در آن حـروف است  در بـاء بسـم الله است

و آنچه در بـاء است در نقطه بـاء است بر مثــال ذرّه !

اینــک نشــان قـدرت در ذرّه(1) را ببیـن:

نظم قـرآن بر مثال عرش آمد و نقطه بـاء بر مثال ذرّه!

اکنون درصورت ها و ســوره ها نظرکـــن،

عظمت قــــرآن و عــــرش را ببین،

نشــان قــدرت را در ذرّه و در نقطـــه تماشا کن!

و در برابر قدرت خــداونـــد چیـزی را بزرگ مدان،

و در برابر حکمت او همــه چیـز را کوچک و خُـرد بــدان !

آن ذرّه که در نقاب است نور آفتاب آن را عیـان کند،

 و آن عرش که در حجـاب است نـور قـرآن آنرا بیان کنـد.

***********************

هرخسی از رنگ و گفتاری بدین ره کی رسد؟

درد باید پـرده ســوز و مــرد باید گام زن!

#####################################

الهـــــی ؛

همگان در فراق می سوزند و دوستدار در دیـــــدار ،

چون دوست دیده ور گشت ، دوستدار را با شکیبــایی چه کار ؟

الهـــــی ؛

با بهشت چه ســـازم ، و با حــور چه بــازم ،

مرا دیــده ای ده که از هر نظری بهشتی ســازم !

الهـــــی ؛

گل بهشت در چشــم عارفـان خـــار است ،

و جوینـده تـــو را با بهشت چــه کار است ؟

الهـــــی ؛

اگر بهشت چشم و چراغ است ، بی دیــدار تو درد و داغ است ،

الهـــــی ؛

بهشت بی دیــــدار تــــــو زنــــدان است

و زندانی به زنــدان بردن نه کار کریمــــان است !

الهـــــی ؛

اگر به دوزخ فرستی دعوی دار نیستــم ،

و اگر به بهشت فرمائی بی جمــال تــو خریدار نیستم !

مطلوب ما برآر که جز وصــال تـــــو خریـدار نیستم !

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

روز محشر عاشقان را با قیامت کار نیست

کار عاشق جز تماشـای وصال یار نیست

از سر کویش اگر سوی بهشتـم می برند

پای ننهم که در آنجا وعده دیدار نیست

____________________________________

(1) اهمیت ذره و قـدرت آن ،  امـروزه که اتـم کشف شـده معلـوم میشـود!

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

با تبریک حلول ماه مبارک رمضان ،

از شمـا دعـــــوت میکنـــــــم

یادداشت برگزیده

تـــــوبـــــــــه همــــــــــــــــگانی

را در وبلاگ سرچشمه عدالت و فضیلت

http://sarcheshmeiran.parsiblog.com/

ملاحظه فرمائید



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی بسم الله الرّحمن الرّحیم (102)

سوره 102 : تکاثـــــر

 لَبَّیـکِ عاشقـی


بنام خداوندی که مؤمنان را دلــدار،

ودوستــان را وفـادار،

ومـریـدان را مُهــردار،

 وگناهکاران را آمرزگار است !

بنام پروردگاری که در ذات بی نظیر،

در صفــات بی مانند، 

زیبــا صنــع و شیــرین گفتـــار،

عاِلــمِ اَســـرار و معیــوبــان را خریـــدار.

خداوندی که بازار راز او دلهای دوستــان را شکارکرد،

 و آنچه از همه مخلوقات پوشیده بر آب و خاک آشکارکرد.

***********************

مُحـرِم شدم به عشق و جهان شد مرا حـرم 

لَبَّیـکِ عاشقـی زدم ازجــان و دل بهـم

########################################

الهـــی ؛

تو میدانی که این  بنده در میان مردم تنهاست ،

و تا گفتی بیــا هفت انـدام او شنــواست ،

از آدم چه آید؟ قــدر او پیــداست، 

کیسه تهی و بــاد پیمـاست ، (1)

این کار پیش از آدم و حوّاست ،

و عطا بیش از خوف و رجاست ،

اما آدمی به سبب دیدن مبتلاست ،

به ناز کسی است که به سبب دیدن رهاست .

**************************

یارب دل پــاک و جــان آگاهم ده

آه شب و گریـــه سحـرگاهـم ده

در راه خود اول از خود بیخود کن

بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده

*************************

الهـــی ؛

اگر کسی تـو را به طلب یافت ،

من خود طلب از تـو یافتــم ،

اگر کسی تو را به جستن یافت ،

من تـو را به گریختـن یافتـم!

__________________________________

(1) کیسه تهی : بی چیز ، کسی که جیبش خالی است ، بی پول 

بادپیما : تیز رو ، بیکاره و مفلس 

************************************************************

یادداشت برگزیده

تـــــوبـــــــــه همــــــــــــــــگانی

را در وبلاگ سرچشمه عدالت و فضیلت

http://sarcheshmeiran.parsiblog.com/

ملاحظه فرمائید



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی بسم الله الرّحمن الرّحیم (101)

سوره 101 : قــارعـــــه

درمــان بیقـــراری 

بنام نامداری که نامش یادگار جان است

و دل را شــادی جـــاودان،  

رَوحِ رُوح دوستان و آسایش غمگنان!

بســــم الله ؛

عنوان نامه ای است که از دوست نشان،  

و مِهـر قـدیـم مضمـون آن است ،

نامه ای که بی قـرار را درمان و از جدائی در امان است !

نامه ای که هـم گـوی و هم چوگان است،

مُـرَکَّب او شوق و مُهـر او میدان است،

گُل او سوز و معـرفت او بوستان است،

 نامه ای که درخت توحید را آبشخور است

و دوستی حـق آنــرا میــوه و بَــر است.

*************************

خــدایـــا ؛

چون با خود نگرم وکردارخود بینم گویم از من زارتر کیست؟

و چون با تو نگـرم و خود را در بندگی تو بینم

گــویـــم از من بـزرگـــوارتـر کیست؟

پس به زبــان حــال چنین گـویــم :

گاهی که به طینت خود افتد نظرم  

گویم که من ازهـرچه درعالم بَتـَرم

چون ازصفت خویش دراندرگذرم   

ازعـرش همی به خـویشتن درنگـرم

#####################################

گاهی که به خود می نگـرم همـه سوز و نیاز شوم !

وگاهی که به او نگـرم هـمه راز و نــاز شوم ،

چـون به خـود نگــرم گـــویـــم:

پـــرآب دو دیـــده و بس آتش جگــرم

بر بــاد دو دستــم و پر ازخـــاک سرم

چون به ذات لا یـزال و قدرت بی زوال او نگرم گویم :

چه کند عـرش که او غاشیه من نکـشـد

چـون به دل غاشیه حکم و قضای تو کشد

----------------------------------

یادداشت برگزیده

اولیــن شهیـــد را

در وبلاگ سرچشمه عدالت و فضیلت

http://sarcheshmeiran.parsiblog.com/

ملاحظه فرمائید



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی بسم الله الرّحمن الرّحیم (100)

سوره 100 : عادیــــات

بسـاط توفیـق


نـام خـداونــدی که جــز او خـدائی نیست !

و درحکم او چون و چــرائی نه ،

و جز به نور او کس را روشنائی نه !

و جـز به الهـام او کس را بینائی نیست !

این نام عـزیز است ؛

که دلها را انس است و جانها را پیغام ،

از دوست یادگار و برجان عاشقان ســلام !

*****************

در همه عالم کس نتوانـد قـدم بر بسـاط توفیـق نهـد

مگـر به مـدد لطـف این نـــــــام ،

 و کسی را در هـر دو سرای زندگانی مسلّم نشود

مگـر به رعایت و حمایت این نــــام !

 و کسی مهجـور درگاه حق نگشت مگـر به انکار این نــام!

#############################

دلــداده بسی بینــم و دلـــدار یکی    

جـوینـده بُــوَد بی عـدد و یار یکی!

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

الهــــــــــی ؛

کار آن دارد که با تو کاری دارد ،

یار آن دارد که چون تو یاری دارد ،

آن کس که در هر دو جهان تو را دارد ،

کَی تـــو را بگـــذارد ؟

الهـــــــی ؛

هرچه بی طلب به ما دادی ، به سزاواری خود دادی ،

به سزاواری ما تباه مکن !

هرچه به ما نیکی کردی ،

به عیب ما از ما بریده مکن ،

و هرچه سزای ما ساختی ،

به ناسزائی ما جدا مکن ! 

الهـــی ؛

آنچه ما خود کِشتیم به بَر میار ، (1)

و آنچه تو ما را کِشتی آفت ما از آن باز دار

یا ستارالعیوب و یا علام الغیوب و یا غفارالذنوب

====================================

(1) بَــر : ثمر ، میوه



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی بسم الله الرّحمن الرّحیم (99)

سوره 99 : زلـــزال

نعیــــم جــــاودان

 

بنام خداوندی که مطیعان را وعده نعیم جاودان،

و عاصیان را وعید دَرَک های نَیـران داد،

هـمه را در این سـرای آزمایش هست کرد،

و به حکمت میان آنان اختلاف و فرق و تفاوت قرارداد !

بعضی گریان، بعضی خنــدان،

گروهی با کفــر و نفـــاق،

و جمعی با دین و ایمـــان !

آنگاه آنها را در خاک کند پنهان !

پس از آن زمین بجنباند به فــرمان !

تا بیرون ریزد بار خود از آدمیـان و پریان !

الهــــــــی ؛

ای سزای کَــرَم و ای نوازنـده عالَــم ،

نه با جز تو شادیست نه با یاد تــو غم ،

خصمی و شفیعی و گواهی و حَکَم !

##############################

الهــــــــی ؛

تو دوستان را به دشمنان می نمائی ،

درویشان را غم و اندوه دهی ،

بیمار کنی و خود بیمارستان کنی ،

درمانده کنی و خود درمان کنی ،

از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی ،

سعادتش بر سر دیوان کنی ،

و به فردوس او را میهمان کنی ،

مجلس روضه رضوان کنی ،

ناخوردن گندم با وی پیمان کنی ،

و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی ،

آنگه او را زنـــدان کنی ،

و سالهـــا وی را گریان کنی ،

جبّاری تــو ، کار جباران کنی ،

خداوندی تــو ، کار خداوندان کنی ،

تو عتاب و جنگ همه با دوستــان کنی ،

راضیـــم به رضایت هر چه خواهی آن کنی ،

خواه مـرا خنــدان ، خواه مــرا گریــان کنی ،

خواه مــرا جهنـم ، خواه وارد رضــوان کنی

&&&&&&&&&&&&&&&&&&

یکی درد و یکی درمـان پسندد

یکی وصل و یکی هجـران پسندد

میان هجر و وصل و درد و درمان

پسندم آن چه را جانـان پسندد



موضوع :


   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز


* *