سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 1095758
  • بازدید امروز: 483
  • بازدید دیروز: 585
  • تعداد کل پست ها: 1223
  • ****

تفسیر ادبی عرفانی سـوگندهای قــرآنی ( 25 ـ 350 )

نسیــم سحـــر

ســوره 100 : عـادیـــات

 بِســــمِ اللهِ الــرَّحمــنِ الــرَّحِیــم 

وَالعـادِیاتِ ضَبحاً، فَالمـُـورِیاتِ قَدحاً،

فَالمُغِـیـراتِ صُبحاً،فـَـاَثـَـرنَ بِهِ نَقعـاً،

فَـوَسَـطـنَ بِهِ جَمعـاً، اِنَّ الاِنسانَ لِـرَبِّهِ لَکَنـُـودٌ،

 

سـوگـنــد به اسبان غازی که همی تازند و با آواز در تاختن همی نَفَس زنند،

سـوگـنــد به آن اسبان آتش افروز از سنگ  با سُنبهای خود،

سـوگـنــد به غارت کنندگان دشمن در بامداد،

آنگاه که بر هـامونِ دشمن گـَرد انگیختند،

پس از آن در میان سرای دشمن بر هم فـرو آمـدند،

سـوگـنــد به همه ی این ها که آدمی ، خــــدای خــود را ناسـپــــاس است.


وَالعـادِیـاتِ ضَبحـاً،

این عادیات که خـداونــد به آن ها سـوگـنــد یاد کرده،

یا اسب های مجاهــدان است

یا راحـلـه های حاجـیــان !

چون مرکب های ایشان را این شرف و مرتبت است

که خـداونــد به آن ها قـســم یادکند !

شـرف و منزلت غـــازیــــان (1) و حاجیــــان را که دانـد؟

و کدام زبان از درجات آنها عـبـارت پردازد؟

 

آری؛

هـرکـس در راه اطاعت حق رود

عجب نباشد که در رعایت او باشــد! 

آن غــــازی که برای اعتــــــلای اســـــلام

تن رهـــــــــا و جــــــــان فـــــــدا کنــــــــد

و سینــــــه ی خود را هـدف تیـــرهای بــلا سازد ،

 

و یا آن حاجی که کوس رحیل فـرو کوفته،

خانمــــــــان را وداع گفتــــــــه،

ترک همسـر و فـرزند و کسب و کار نموده (2)،

به کعـبــه ی شرف رسـیـده،

 

رداء تجـریــد برافکـنــده،

لبّیــــــک تفــرید زده،

و همه چیز خود را  به خــــــدای خـویـش  سـپــــرده است.

 -----------------------------------------------------------------------------------------------

(1) غازی : غزوه کننده ، مجاهد در راه خدا ، رزمنده

(2) حاجّ واقعی ، نه این که در حج هم بفکر مال و منال و اهل و اولاد و مادیات باشد و از لحظه خروج از منزل تا برگشت دائم تلفن در دستش و با خانه و دفتر و تجارتخانه اش در تماس باشد !!!


اِنَّ الاِنسانَ لِـرَبِّهِ لَکَنـُـودٌ،

 

خـداونــد سـوگـنــد یاد میکند که :

این آدمی کـنـود و کـفــور است

یعنی ناسپاس و ناپاک از کار دین است!

همیشـه غـافــل ،

و به جهـل و حـرص و بخـل نائــل،

روز روشن را به گـنـاه سیاه کرده !

شب دراز را به خواب غـفـلـت کوتاه کرده !

درگاه رحمت خـداونــد را گذاشته !

و به خیمه و خرگاه و خانه و دستگاه روی نهاده!


شاد به آن است که ســـال نـــو در آید!

 

و شادیش بیفزایــــــــد !

 

خود ندانـد و نیندیشـد که هـر نَفَسی که بر می آید

گامی به مرگ نزدیکـتـر میشود!

و هـر روز منزلی از راه آخـرت می پیماید!

هر نوروز که آید یک سال از عمر او کاسته و به مرگ نزدیکتر میشود

آیا نمی داند که چه عـَقـَبـَــه هائی در پیش دارد؟

که باید از آن بگـذرد؟


سکـرات مرگ ،

حسرات قیامت ،

هیبت دوزخ ، 

که رســول خـدا (ص) فـرمودند:

 

اگـر آنچـه مرا در شب معـراج دیـدار بر آن افتاد

شما را ده یکِ آن دیـــــــــدار بودی،

روز و شب دیــــده ی شمـــــا اشکـبــار بودی!

و خنده ی شما اندک و گریه ی شما بسیار بودی!


مسکین آدمی؛


بی حــذر است از این که خبــر ندارد،

خبر ندارد از آنکه خطــر ندارد،

آن روز بدانــد که دانستن ثمـر نـدارد،

آنگاه دریابــد که دریافـتـــن اثـــر نــدارد! 

 

خـــدایـــــــــا ؛


آن روز که می توانستم ندانستم

و امروز که می دانم نمی توانم !

پس غیر از تو چه کسی درد مرا می داند؟

و علاج آن را می توانـــــــد ؟

غیر از تو چه کسی را دارم که مشکلم را حل کند ؟

الهی و ربی من لی غیرک ؟

اسئله کشف ضری والنظر فی امری ؟


آتش به دل انـدر زدی و نفت به جان

آنگاه بگـوئی که تو را هست امان!


********************************

 

تبــریک یا تسلیــت ؟!

 

در گوش من صحیفه ی تبریک عید گفت :

سالی دگر ز عمر تو ای بی خبر گذشت !

 

نشکفته غنچه های بهار امید و عشق

 

دیدی که عمر همچو نسیم سحر گذشت ؟

 

روح کهن نه تــــــازه شود از حلــول عیـــد !

 

راح کهــن بیـــــار که آبـــــم ز سر گذشت !

 

تبریک نیست تسلیت است این که دوست را

 

گویی : خوشا ز عمر تو سالی دگر گذشت !

 

********************************

 

امیدواریم در سال جدید ،

توفیق بهره برداری بیشتر از عمرمان حاصل

و سالی به معنای واقعی مبارک و پر برکت

توأم با معنویت و رحمت و مغفرت برای مان باشد


سال نو بر همه دوستان


و هم وطنان ارجمنــد مبــــــارک

 

 

********************************

 

السلام علیــک

یا اباصــالح المهـــدی

 

جانـــــــان من !

 

 قائـم آل محمّـد (ص)

مهــدی دل هــا ، منجی انسان ها

 

 هـر ســال را به این امیـــد آغاز می کنیم

که شـایـد تـــــو در این ســـال بیــــایی

و کام تشنــگان عـدالـت را سیـــراب نمـــــایی

 

 برای تعجیل در فرج مبارکتان دعا می کنیم

********************************

یادداشت ویـــژه

اســــــلام و نــــــــوروز

 

نگاهی کوتاه به نظر ائمه معصومین (ع) راجع به نوروز

( کلیک کنید )

********************************

یادداشت قـــــرآنی

سال جدید را با قــرآن آغاز کنیم

[ کلیک کنید ]



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی سـوگندهای قــرآنی ( 24 ـ 347 )

عالَـم آفـاق و اَنفُـس

.


 

ســوره 95 : تـیــن

 بِســــمِ اللهِ الــرَّحمــنِ الــرَّحِیــم


وَالتِّینِ وَالزَّیتـُونِ، وَ طـُــورِسِینِینَ،

وَ هـــذا البَلَـــــدِ الاَمِیــــــــنَ،

لَقَد خَلَقنَا الاِنسانَ فِی اَحسَنِ تَقوِیمٍ،

 

سـوگـنــد به انجـیــــر و زیتــون،

یا سـوگـنـد به کــوه انجـیــــر و کــوه زیتــون،

سـوگـنـد به کوه طــور نیکــــــــو،

سـوگـنــد به این شهـر امــــــــن و امــــــان (مکه 

که ما انسان را به نیکـــــوترین نگاشتی آفریدیم،

وَالتِّینِ وَالزَّیتـُونِ،

خـداونــد در ابتدای سوره به چهــار چـیـز سـوگـنــد یاد میکند

(انجـیــــر و زیتــون ، کوه طــور و شهــر مکّـه) ،

سـوگـنــد یاد میکند که انسان را به نیکوترین صورتی آفریدم!

و او را ازمیان مخـلـوقات برگزیدم،

رقم محبت بر او کشیدم !

و شایسته ی بساط خویش گردانیدم !

آنگاه مقـربان حضرت را فرمودم

که پیش تخت او پیشانی بر خاک نهند،

و بنده وار سجـده آرند!

که خواجــــــه اوست 

و شمــــــــــا چاکـرانیــــــد !

دوست اوست و شما بندگانیــــــد !


 

نوشتــــه اند:

عـلـت سـوگـنــد به این دو میوه آن است که

انجـیـر مانند میوه ی بهشت است،


 

و زیتــون روغـن گوارا دهـد

که قـلــب را نیــــازارد و عـروق را بــــاز کند ،

و چوب آن در سوختن دود ندارد،

 

 

و آن دو کـــــــــــوه (انجـیــــر و زیتــون)

یکی در شــــــام و دیگــــری در قــــــدس است.


او به این چهـــــار چیــــــــز سـوگـنــد یاد میکند که:


لَقَد خَلَقنَا الاِنسانَ فِی اَحسَنِ تَقوِیمٍ،

 

پس خاک بر سر کسی که عـزّت پـدر خود آدم را نداند

و شرف و منزلت او را نشناسـد

و در این قالب خاکی

جز به اسمی و جسمی و رسمی راه نَبَرَد !

و خبر ندارد که آدم خود یکی از دو عالـَم است !

زیرا آیات خـداونــد در دو عالَم نمایانده میشود،


یکی در آفاق

 

که زمین و آسمان و خورشید و ماه و ستارگان

و نور و ظلمت ورعد و برق ومانند آنهاست!


دومی در اَنفـُـس

 

که آدمی باشد !


عالم انفس نیز مانند عالـم آفاق است:


زمینش عقیدت،

آسمانش معـرفت،

ستارگانش منزلت،

خورشیدش فــراست،

ماهـش فکرت،

نــــــورش طاعت،

ظلمتش معصیت،

رعدش مخافت،

برقش امنیت،

ابرش همّت،

بارانش رحمت،

درختش عـبـادت،

و میوه اش حکمت است !  


و پادشاه همه ی این عالـم نفس آدمی است،

 

دل وزیــــــــرش،

عـقــل سپاهـش،

حواس غلامش،

دست و پا ابزارش،

چشم و گوش جاسوسش،

گوش رقیبش،

چشـم ترجمانش،

زبان داعیش،

خاطـر رسـولـش،

الهــــام سـفـیــــــرش،

و عـلــم ســـــلاحــــش میباشــــــــــد!

 

( فَـتَـبـــــــارِکَ اللهُ اَحـسَـــــنَ الخــــــالـِقِـیــــــــــنَ )


 

********************************

 

و امّـــــــا مشکلات مـــــا !

 

همه مشکلات ما

ناشی از غیبت طولانی مولایمان

محبــوب دل هـا و منجی انســان هـا

قائـم آل محمّـد (ص) حضرت امــام مهــدی (عج) است

السلام علیــک

یا اباصــالح المهـــدی

 

پس برای تعجیل در فرج مبارکشان زیاد دعا کنیم

********************************

یادداشت برگزیده

[زیبـــــــاتــــــــرین تـاریـــخ تــولّــــد]

 

نگاهی کوتاه به زندگی حضرت زینب کبری (س)

( کلیک کنید )

********************************

یادداشت برگزیده

الگـوی زن مسلمـــان

[ کلیک کنید ]



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی سوگندهای قرآنی ( 23 ـ 348 )

صحـرای فضـل


 

ســـوره 93 : ضحـــی

 بِســــمِ اللهِ الــرَّحمــنِ الــرَّحِیــم

وَالضُّحی، وَالَّیلِ اِذاسَجـی،

ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلی، وَلَلاخِرَةُ خَیرٌ مِنَ الاُولی، 

سـوگـنــــد به روز روشن و چاشتگاه،

سـوگـنــــد به شب هنگامی که آرام گیرد و تاریک شود،

خـــدای تـــــو ، تـــــــو را بدرود نکرد

و زشت نگرفت و خشم نکرد ،

و سرای آن جهان تو را از این جهان بهـتـر است،  

وَالضُّحی، وَالَّیلِ اِذاسَجی،

بر لسان اهل اشارت

و به ذوق جوانمردان طریقت،

مقصود از این روز و شب،

کشف و حجاب است !

و کشف و حجاب نشان لطف و قهـراست !

نسیم لطفی بر عالم جمال گذر کرد،

گروهی را در صحـرای فضـل یافت

که از قاف قسـمِ والضّحی

حلقه ی عهدی ساختند

و بند ارادت بر جان و دل آنها نهادند

و به درگاه سعادت باز بستند،

و گـروهی دیگر را در وادی عـــدل دیدند

که از تاریکی شب

زنجـیـر قهـری بر جان و دل آنان نهادند

و به درگاه شقاوت باز بستند!

نه آنجا که فضـــلِ جمال بود میـلـی!

و نه اینجا که عـدل جلال است ستمی!

نسیم صبای سعادت والضّحی بود

که بر دولت آدم صفی و ابراهیم خلیلوزید،

و نسیم سمِّ شقاوت وَالَّیلِ اِذاسَجـی بود

که در عالم عـدل فـرعـون و هامان را به آتش ناامیدی بسوخت!


مـــا وَدَّعَـــکَ رَبُّکَ وَ مـــــــا قـَـــلـــی. ...

روزی چند وحی نیامد،!

 رسـول خـدا(ص) دلـتنــگ شــد،

و به اصحــاب فـرمود: ندانــم چــرا وحی بریده شده؟

و روح الامین نمی آید؟

یکی گـفـت: دشمـنــان همی گـوینــد:

که خدای محمد او را بگذاشته و رها کرده !

پیغـمبــر(ص) به بالای کوه ابوقبیس  رفت 

و به زاری بگریست و گفت:

من نسیم خــدائی از سوی یـمــن می بـویـم!

 

(به داستان اویس [کلیک] مراجعه شود)     


هـرشــب نگــرانــم به یمــن تا تـــو برآئی 

زیــرا که سـهـیـــلـی و سـهـیـــل ازیمن آید

 

 محمّــد (ص) از این پیش آمد بسیار دلتنگ و دل گرفته شد

و روی برخاک نهاده گفت:

خـدایـــا ؛ 

به حــق آن نسیم صبای معـرفـت 

که هـر سحــرگاه بر درگاه دل دوستان گذر کند،

یک بار دیگـر صحـرای سینه ی دل محـمــد را

به آن نسیم وحی پاک خـوش گــردان.

در آن ساعـت لــرزش در ارکان ملکــوت افتاد،

و زمین به جنبش آمد !

و ناگاه آثار وحی در طلعت مبارک پیدا شد!

یاران از پیش وی برخاستند،

و جبرئیلبَرِیـد حضرت حق ،

وحی پاک را بگوش دل پیـــامبــــر(ص) رسانید که

ای سـیِّــد؛

به حـق روشنائی روی تـــــــو

و به سیاهی موی تـــــــــو،

ما تــــــــــو را فـرو نگـذاشتیم

و از دوستی تـــــــــو نکاستیم،

و در این عـتــاب جـز سـعـــــــادت امّت تـــــو نخـواسـتیـم!

 

ستـاره ای بدرخشـیـد و ماه مجلس شد 

  

 دل رمیــده ی مـا را رفیـق و مـونس شد


نگـارمن که به مکتب نرفت و خط ننوشت

    

 بغمـزه مسئـلـه آمـوز هـر مدرس شد


به بوی او دل بیمـار عاشـقــان چـو صبا   


 فـدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

 

وَ لـَسـَــوفَ یـُعـطِیکَ رَبـُّکَ فَتَرضی.

 

چون جبرئیل به حضرت رسول(ص) درآمد،

او را دید بیـقــرار و نا آرام گشته،

عـنـان دل به دست غـــم سپرده،

ســـوز و انـــدوه وی به غایت رسیده،

دیــده ی او لـؤلـؤ بارگشته،

جـبــرئیــل سبب پرسید:

گفت غم گناهکاران امّت چنین بیقرارم کرده،

و اندیشه ی عاقبت کار مرا چنین زار و نزار نموده !

ای جبرئیل می خواهـم که خـداونــد آنها را به من ببخشد،

تا دلم آرام شود،

جبرئیل به حضرت عزت رفت و باز آمد و گفت:

خـداونــد تــو را سلام میرساند و می فرماید:

دل خوش دار و انــــــــــدوه مــــــدار،

جهانیان همه خشـنــودی ما میخواهـنـد

و ما خشـنـودی تو را میخواهـیــم،

ای محمّـــد؛

برای آنکه تو خشـنــود شـوی

ما هـرکس از امت تو که تا روز رسـتاخیز

از دلی پاک و با اخلاص اقـرار به خـداونــدی ما کند،

و تــــــــو را به رسالت بشناسـد،

هـر طاعـت که دارد بپذیریم،

و هـر لغــزش که باشدش بیامرزیـم،

و اگـر بقــدر تمام روی زمین گـنـــاه داشـتــــه باشـد محــو کـنــــم!!

ازحضرت امام جعـفـرصادق(ع) روایت شده که :

روزی حضرت رسول(ص) وارد خانه ی فاطمه(س) شد،

دید جامه ای از پشم شتر بر تن دارد،

و با یک دست گندم آسیا میکند

و با دست دیگر فـــرزند را شیر میدهــد !

پیغمبر(ص) چون چنین دید

اشــک در چشم های مبارکش جمع شد و فرمود:

ای فـاطـمـــه ؛ تلخی دنیا را به شیرینی آخرت بگذران

که خداوند فرموده :

وَ لـَسـَــوفَ یـُعـطِیکَ رَبـُّکَ فَتَرضی!

 

تفاوت دو خشنودی:

موسی به کوه طور به مناجات رفت

و خشنودی خدا را خواست و گفت:

وَ عَــجِّـلــتُ اِلَـیــکَ رَبِّ لِـتَـــرضـی،

 

ولی محـمــد(ص) را خـداونــــد خبر داد


وَ لـَسـَــوفَ یـُعـطِـیــکَ رَبـُّکَ فَـتَـــرضی.

 

تفاوت خشنودی خواستن و خشنودی دادن

از کجــا  تا  به کجــا!!!


 

السلام علیــک 

یا اباصــالح المهـــدی

 برای تعجیل در فرج مبارک امام (ع) زیاد دعا کنیم

اَللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلفَرَجَهُم

 

********************************

 

یادداشت برگزیده

[زیبــاتـــرین تـاریـــخ تــولّــد]

نگاهی کوتاه به زندگی حضرت زینب کبری (س)

( کلیک کنید )

********************************

 یادداشت برگزیده

الگـوی بانــوی مسلمـان

[ کلیک کنید ]



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی سوگندهای قرآنی ( 22 ـ 347 )

دوستـــان خـداونــد


 

ســـوره 92 : لیـــــل

 بِســــمِ اللهِ الــرَّحمــنِ الــرَّحِیــم


وَالَّیلِ اِذایَغشی، وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّی،

وَ ما خَلَقَ الـذَّکَـرَ وَالاُنثی، اِنَّ سَعـیَـکُـم لَشَـتّـی، 

 

سـوگـنــــــد به شب که بر سر جهانیان درآید،


سـوگـنــــــد به روزکه پیدا و روشن گردد،


و سـوگـنــــــد به آنچه از  نـر و مــاده آفــریـد،


که کردار و کوشش شما بسی پراکـنــده است،  


خـداونــد شب را شرف و منزلتی داد


که در قــرآن مجـیـد بدان سـوگـنــــــد یاد کرد !  


و این شرف از آن است که چون شب در آید


دوستـــان خـــدا و نزدیکان درگاه با او در مناجات شوند،


تن هاشان در نمـــــــاز

و دل هاشان در نیـــــــــاز

و جــــان هاشان در راز،

 

همه شب شراب صفــــا می نوشند،


و خلعـت رضـــــــا می پوشند،


و عـتـاب محبوب می نیوشند،

 

چون هنگام سحــر شود


فرمان رسد تا درهای گنبد پیروزه باز گشایند،


و دامن های عــرش مجـیــد براندازند،


و مقربان به امـرحــق خاموش شوند !


آنگاه خـداونــد در علـــــــوّ و عظمت


و کبـــــــریــــــــاء خود خطـــــــاب کند:


هـر دوستی با دوست خود در خلـوت و شادی است


پس دوستـــــان من کجاینــــد؟

 

دوستان خـداونــد آن هــــــــایند که


در خلـوت و تاریکی شب

 

که همه خفته و خاموشند


آن ها با خــــدای خود در نمـــاز و راز و نیـــــــــــازنـد!

 

********************************

 

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند


گِرد درِ بـــــــــــــــام دوست پرواز کنند


هرجــــا که دری بُوَد به شب در بندند


الا در ِ دوست را که به شب بــاز کنند

 

و امّـــــــا مشکلات مـــــا !

 

همه مشکلات ما

ناشی از غیبت طولانی مولایمان

محبــوب دل هـا و منجی انســان هـا

قائـم آل محمّـد (ص) حضرت امــام مهــدی (عج) است

السلام علیــک

یا اباصــالح المهـــدی

 

پس برای تعجیل در فرج مبارکشان زیاد دعا کنیم

 

اَللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلفَرَجَهُم

 

###########################################


ولادت با سعادت بانوی بزرگ اسلام ،


پیـــــــــــام رســــــــــــان حماسه ی عاشــورا ،


دختر بزرگ امیـــــرالمؤمنین علیه السلام ،


قهـــــرمان زن برگزیـــــــــده ی خــــــــــــدا ،


پرستــــــــــار دلسوز کودکان و بیمــــــــــــــار کربلا ،


دختــــــر فاطمـــــــه ام الائمـــــــــة النجباء ،


حضرت زینب کبــــــــری (س) ،


بر شمـــــا و تمــــام دوستـــــــــــان آل الله

 

مبــــــــــــــــارک


حرم حضرت زینب(س)

 

یادداشت برگزیده

[زیبـــــــاتــــــــرین تـاریـــخ تــولّــــد]

 

نگاهی کوتاه به زندگی حضرت زینب کبری (س)

( کلیک کنید )

********************************

الگـوی زن مسلمـــان

[ کلیک کنید ]



موضوع :


تفسیر ادبی عرفانی سوگندهای قرآنی ( 21 ـ 346 )

 

سِــرّ خلقــت

http://pic.photo-aks.com/photo/animals/bird/pigeon/large/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%B1.jpg

 

سـوره 91 : شمـــس

 

بِســــمِ اللهِ الــرَّحمــنِ الــرَّحِیــم

وَالشَّمسِ وَ ضُحیها، وَالقَمَرِ اِذا تَلیها،

وَالنَّهارِ اِذا جَلّیها، والَّیلِ اِذا یَغشیها،

وَالسَّمــــــاءِ وَ مابَنیها، وَالاَرض وَ ما طَحیها،

وَ نَفسٍ وَ ما سَوّیها، فَاَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها،

قَد اَفلَـــــــحَ مَن زَکّیهــــــا، وَ قَد خابَ مَن دَسّیها

 

سوگنـــــد به خورشید و برتافـتـن آن،

 سوگنـــــد به ماه که در پی خورشید است،

سوگنـــــد به روز که روشنی پیدا آرد و تاریکی باز بَرَد،

سوگنـــــد به شب که خورشید پنهان شود و تاریکی باز آید،

سوگنـــــد به آسمان و او که آنرا برآورد،

سوگنـــــد به زمین و او که آنرا بگستراند،

سوگنـــــد به آدمی وکسی که او را راست آفـرید،

پس به آدمی بدیهایش و نیکیهایش را الهام کرد!

به راستی رستگار شـد هرکس نفس خویش را

از کجی ها و گناهان پاک نگاه داشت.

 

اندیشه کــن در این آب و گِل،

که از قـلـم تقــدیــر و تصــویـــــر او

چه نقش ها پدید آمده !

و در نطفــــه ی مهیـــن (بی مقدار) نظرکن

که چنیـن هـیـکل جسمانی

و شخص انسانی

و صورت رحمانی

چگـونـــــــه به قــــــدرت او پــــدیـــــد آمد؟

 

بیچاره آدمی که عزت و شرف خود را نمی شناسد!

و از این قالب خاکی

جـز به اسمی

و جسمی

و رسمی راه نمی برد !

و نمی داند که خلـقـت چه سـرّی دارد !

 

که در باره ی آن فرمود:

( وَ لَقَد کَرَّمنا بَنی آدَمَ )

و چه حکمی دارد؟ که فرمود:

( وَ خَلَقَکُم اَطواراً )

و چه بیانی دارد؟ که فرمود :

( فِی اَحسَنِ تَقویمٍ )

و چه عـیـان دارد که فرمود:

( وَصَــوَّرَکُــم فَاَحسَنَ صُــوَرَکُـم )

 

 ای جوانمـرد؛

از نهاد انسانی

و شخص آدمی

نخست در صورت او اندیشه کن،

که خـداونــد چه ساخته ؟

و چه نقش های گوناگون و زیبا پدید آورده !

و اندام های متناسب ، هـریکی به مقـدار خویش آفـریده !

و هـر عضوی به نوعی از جمال آراسته !

نه برحدّ او افـــــــزون

و نه از قــدر او کاسـتــه !

هر یکی را صفـتی داده،

و در هـر یک نیروئی نهاده :

 

حـواس در دِماغ ،

بهـاء در پیشانی !

جمــــال در بینی !

سحـر در چشم،

ملاحت در زبان !

شیرینی در بیان،

صباحت در خدّ ،

برازندگی در قـدّ،

و کمالِ حسن در موی !

تدبیر در مغــــــز ،

سخاوت در دست ،

حرکت در پــــــــــــــا !

 

آن چنانکه از آن تصویر در طبیعت بهتر نه !

 

و در تـدبـیـــر شـیــرین تر یافت نمیشود !

 

( فَـتَبـــارِکَ اللهُ اَحسَــنَ الخــالِـقِـیـــنَ )

همه مشکلات ما

ناشی از غیبت طولانی مولایمان

صاحب الزمان (عج) است

اَفضَلُ الاَعمالِ اِنتِظارُ الفَرَج ،

اَلمُنتَظِــــرُ لِاَمـــرِنــــا 

کَالمُتَشَحِّطُ بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ الله

بهترین کارها انتظار فرج است ، 

کسی که منتظر امر ما باشد مانند این است که 

در راه خدا در خون خود غوطه ور شود .

السلام علیــک 

یا اباصــالح المهـــدی

 برای تعجیل در فرج مبارک امام (ع) زیاد دعا کنیم

اَللّهُــــمَّ عَجِّـــل لِوَلِیِّـــکَ الفَـــــرَج

اَللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلفَرَجَهُم



موضوع :


   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز


* *